𝒫𝒶𝓇𝓉5
𝒫𝒶𝓇𝓉5
عقد با رئیس مافیا
فردای آن روز روز خوشایندی برای ات نبود چونکه روز ازدواج با کسی بود که دوستش نداشت
عمارت با گل های رنگارنگ. شمع ها و صندلی های زیبا چیده شده بودند
وقتی هردو از اتاق بیرون اومدن همدیگرو دیدن و برای چند ثانیه ای خیره به هم ماندند
ات لباس خوشکلی به تن داشت بالاش ساده بود و دامنه لباس گل گلی بود
تهیونگ هم کت و شلوار مشکی همراه با یک دسته گل قرمز به همراه داشت
هردو باهم به پایین رفتند و در جایگاه حاضر شدند بدون هیچ حرفی
آن روز همه چی آرام بود اما از نوع آرامش قبل طوفان
همه چی آروم بود
درست وقتی ات کنار او ایستاده بود، صدای شلیک از بیرون آومد
همه وحشت کردند.
افراد تهیونگ سریع واکنش نشان دادند.
ات برای اولین بار چهره واقعی زندگی تهیونگ را دید.
مردی که همه از او میترسیدند.
تهیونگ دست ات را گرفت و او را پشت خودش کشید.
ات با تعجب نگاهش کرد.
و گفت «مگه من فقط یه مهره نبودم؟»
تهیونگ بدون اینکه نگاهش کند گفت:
«هیچکس حق نداره به چیزی که متعلق به منه آسیب بزنه.»
ات نمیدانست چرا...
اما برای اولین بار، احساس کرد پشت آن مرد سرد، چیزی پنهان شده است.
ادامه دارد... 🖤
#تهیونگ
#فیک
#رمان
#مافیایی
#عاشقانه
#ازدواج اجباری
شرایط پارت بعد 10 لایک کامنت: اختیاری✨️
عقد با رئیس مافیا
فردای آن روز روز خوشایندی برای ات نبود چونکه روز ازدواج با کسی بود که دوستش نداشت
عمارت با گل های رنگارنگ. شمع ها و صندلی های زیبا چیده شده بودند
وقتی هردو از اتاق بیرون اومدن همدیگرو دیدن و برای چند ثانیه ای خیره به هم ماندند
ات لباس خوشکلی به تن داشت بالاش ساده بود و دامنه لباس گل گلی بود
تهیونگ هم کت و شلوار مشکی همراه با یک دسته گل قرمز به همراه داشت
هردو باهم به پایین رفتند و در جایگاه حاضر شدند بدون هیچ حرفی
آن روز همه چی آرام بود اما از نوع آرامش قبل طوفان
همه چی آروم بود
درست وقتی ات کنار او ایستاده بود، صدای شلیک از بیرون آومد
همه وحشت کردند.
افراد تهیونگ سریع واکنش نشان دادند.
ات برای اولین بار چهره واقعی زندگی تهیونگ را دید.
مردی که همه از او میترسیدند.
تهیونگ دست ات را گرفت و او را پشت خودش کشید.
ات با تعجب نگاهش کرد.
و گفت «مگه من فقط یه مهره نبودم؟»
تهیونگ بدون اینکه نگاهش کند گفت:
«هیچکس حق نداره به چیزی که متعلق به منه آسیب بزنه.»
ات نمیدانست چرا...
اما برای اولین بار، احساس کرد پشت آن مرد سرد، چیزی پنهان شده است.
ادامه دارد... 🖤
#تهیونگ
#فیک
#رمان
#مافیایی
#عاشقانه
#ازدواج اجباری
شرایط پارت بعد 10 لایک کامنت: اختیاری✨️
- ۵۳۴
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط