یعنی اتفاقی افتاده

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃
𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴²
یعنی اتفاقی افتاده؟
-نمیدونم! میرم بیرون لباستو عوض کن و بیا پایین(سرد)
چشم″وقتی شاهزاده رفت بیرون، منم بلند شدم و موهام رو شونه کردم و یه لباس نیمه پف پوشیدم و رفتم پایین، که دیدم همه جلوی در بیرونی ایستادن و قیافه سرد اما منتظر شاهزاده رو دیدم″
اتفاقی افتاده سرورم؟
-نه!(سرد)
پس چرا همه بیرون منتظرن؟
-بیا،میفهمیم!
...............
چی شده؟ چرا منتظریم؟
×اوو یادم رفت بگم!، خانواده عموم به مناسبت کریسمس دارن میان
عموتون؟
×اره شاه قبیله اژدها یا همون قبیله ی دراگون
چه جالب!
×مثل اینکه اومدن!
*****
-خوش اومدید عمو جان
×اووو عموی بزرگم خیلی خوش اومدین(لبخند)
(ا.ت تا اون موقع ساکت یه گوشه حیاط ایستاده بود که یهو)




(لباس ا.ت)
شرط:۴۰لایک
دیدگاه ها (۶)

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴³که یهو-عموجان ایشون همسرم و ملکه ا...

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁴......(سر میز شام)پ.ک: به مناسبت ک...

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹(ا.ت رو گذاشت روی تخت و پتو رو کشی...

𝒰𝓃𝓀𝓃𝑜𝓌𝓃 𝒹𝑒𝓈𝓉𝒾𝓃𝒶𝓉𝒾𝑜𝓃𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰+شاهزادهههههههههه(جیغ بنفش)..........

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

هرزه ی حکومتی پارت ۸ کوک : ...بلدی غذا درست کنی؟ ا/ت : آرههه...

🖤مافیای من🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط