< مغرور فداکار >

< مغرور فداکار >
(پارت ۱۰)

ویو سول**
قرار ملاقات گذاشتم با اقای نام دیر شد باید عجله کنم...

٬روز خوش اقای نام.... رایسون

! بفرمایید چ خانم زیبایی

٬بریم سر اصل مطلب من میدونم دشمن خانواده جئون هستی پس میتونیم ی کاری کنیم ک دو طرف سود ببرن نظرتون؟

! ادامه بدین

٬من راجب باندشون بهتون خبر میرسونم و اطلاعات مهمشون رو بهتون میگم فقط ی شرط داره

!چ شرطی

٬باید ی نفرو بکشی

! کی؟

٬دوست دختر کوک.. بزودی معرفیش میکنه..

حتما میدونی ک قرار بود من باهاش ازدواج کنم اما اون دختره مزاحمه منه...

اگ من بکشمش کوک هرطور شده میفهمه پس همه باید بدونن تو انجامش دادی ک ب من شک نکنن

اگه قبول کنید میتونید بهشون حمله کنید و هم انتقام پدرتون رو بگیرید هم ات رو بکشید و کوک رو بسوزونید...

فقط ب کوک کار نداشته باشین... ماله منه...

تازه با اینکار پدرتون بهتون افتخار میکنه و باند رو میتونین ب ارث ببرین.... واسه شما بیشتر سود داره

! عجیب اینه شما سود زیادی نبردی

٬من فقط مبخوام باهاش ا،زدواج کنم( تو ذهنش : و باندشو بدزدم و خودمون رو قوی کنم)

! بسیار خب.. پس منتظر معرفی کوک میمونم

٬خیلی هم عالیه هیشکی نباید بفهمه متوجهید ؟

! بله

اومدم بیرون احساس کردم یکی داره تعقیبم میکنه ولی ن کسی نبود حتما زیادی فکر کردم ب این چیزا......

ویو ها ایل**

کوک پیام داده بود امروز برم اونجا چند روزی گذشته بود و شدیدا نگران بودم .. اماده شدم حرکت کردم....

رسیدم ب اونجا ... قبلا هم اومده بودم اما از ترس ب هیچی توجه نکردم..

با رسیدن من در باز شد و وارد شدم
محوطه بیرونی فوق العاده بود همه چی داشت...

رسیدم داخل ک کوک رو دیدم رو مبل نشسته بلند شد

(+ بشینید خانم کیم

- حالا باورم شد...

(+ خوبه پس.. بریم سر اصل مطلب... (نشستم جفتش) این قرارداده بخونین و امضا کنین...

- ببخشید ولی این دیگه زیادیه یعنی چی اگ قصد انصراف داشتم باید بمیرم

(+ فکر میکنم گفتم من مافیام

- باشه ولی این زیادیه

(+ شما قبول کردید نمیشه بزنید زیرش وگرنه زودتر دچارش میشین(منظورش مردنه)

شما باید علایق منو بدونین و منو بشناسین و ی سری خاطرات رو تنظیم میکنم نباید شک کنن متوجهید...

پدرم بهتون پول میده و حتی امکان تحقیر هست اما اگه نشون بدیم عاشق همیم تسلیم میشه..
.
- باشه پس فقط میشه یکم فاصله بگیرید

(+ اگ نگیرم چی😈

- ببخشید اقای جئون

(+ جئون گفتنت هاته...

- ( بهم نزدیک شد و یهوو)

#سناریو #جین #شوگا #جیمین #نامجون #وی #کوک #جیهوپ #بی_تی_اس#ارمی #کیپاپ #کیپاپر #کره #رمان

#South_Korea #Army #Love
#Taehyung #Jin #JHop #Jimin #Kook #Namjoon #Shuga #BTS #Kpop #clip #music_video #music #life #hope #peace #humor
دیدگاه ها (۱۷)

P7 .PRISON MAFIA.

#برادر ناتنی من

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

گاینا از مردم تهران هستنواسه قربانیان ۱۱ سپتامبراومده بودن ه...

خب باید ی چیزی بهتون بگم💅《از اونجایی که مدرسه ها چهارشنبه‌ ب...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

چندپارتی

P11 .PRESAN MAFIA.

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط