{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۱ :

بعد از اینکه جونگکوک رفت خیلی خونه سوت و کور شده بود و حوصله هیچ کاری رو نداشتم

ناچار به سمت گوشیم رفتم
دیدم سولی بهم پیام داده ، پیامش رو باز کردم :
( سلام عروس فراری ، چطوری بلا؟)

ریز خندیدم و براش نوشتم :
( گاوی دیگه چیکارت کنم )
(- بیشعور سلامت کو ؟ جونگکوک کاری کرده تربیتت از بین بره )

خلاصه بعد از کلی سر و کله زدن و بحث باهم سولی گفت
( حالا اینا رو ول کن ، شب یه پارتی هست ، پارتیه آدرینه ، میای؟)

ذوق زده شدم ، اما نتونستم قبول کنم چون صددرصد اگه جونگکوک میفهمید می‌خوام برم پارتی چیز میکرد ، یعنی اتفاقات خوبی نمی افتاد
دیگه بعد از کلی فکر کردن ، دل رو زدم به دریا و گفتم :




...




سلام بیبیا چطورین ؟
بعد از مدت ها برگشتم 🦦
این پارت تقدیم به تو لیدی🎀
حمایت یادت نره بانوی زیبا✨🌑
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۲ : باشه میام سولی هم خوشحال شد و گفت ( پس ساعت ۷ اینج...

پارت ۱۳ : وا فکر کردید الان میگم جن دیدم؟ نه بابا مگه فیلمه؟...

مجبورم ... میفهمی؟:(حمایت نشم پرنسس 🥹 من گناه دارم @aariyana...

پارت ۱۰که یدفعه با مشتی تو صورتش پرت شد اونطرف و بله این مشت...

فیک: Mafia Jungkook پارت : ۴بالاخره گلوریا قبول کرد و ویکتور...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁷با صدای ایفون به خودش اومد در رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط