اسم فیک اون واسه منه
اسم فیک : اون واسه منه
P18
کوک ویو:
میتونستم صدای جیغایی که معلوم بود سرشو کرده بود تو یه جایی تا صداش معلوم نباشه رو بشنوم
منم دوست نداشتم اون عذاب بکشه به هیچ عنوان دوست نداشتم خب مگه میشه آدم بخواد عشقش ازش فرار کنه یا پیش اون ناراحت باشه
پس اگر بخوام از ناراحتیش کم کنم
مجبور بودم به ته همه چیز رو بگم
و با استرس فراوان بهش زنگ زدم
مکالمه:
کوک: سلام داداش چطوری
ته : قربانت مرسی تو چطوری ات که ازیتت نمیکنه؟
کوک: اهم منم میخواستم درباره همین صحبت کنم
ته: بگو داداش میشنوم
کوک : خب تهیونگ میدونی~همه چیز رو سیر تا پیاز تعریف میکنه ~
ته: ...
کوک: ته؟ من نمیخواستم اینجوری ب...
ته: میدونم
کوک: چی؟
ته : میگم میدونم از قبلم میدونستم با رفتار ضایع تو~خیلی خونسرد~
کوک: یع.یعنی اجازه میدی؟
ته : اره خب میدونی ما چند ده ساله
باهم رفیقیم اگه میخواستی به ات اسیب بزنی اون موقع میزدی
ولی لطفاً ، لطفاً ات رو تحت فشار قرار نده اون خیلی ظریفه سریع میشکنه ، هم از زندگی هم از عشق
اون خیلی کوچیکه نمیخوام انقدر سریع از عشق کنده بشه خیلی مواظبش باش
کوک: من همه این کارا رو با جون و دل برای ات انجام میدم قول میدم کاری کنم که ات با جون و دل عشق رو باور کنه توهم باور کن هیچ آسیبی بهش نمیزنم باور کن
راستی توروخدا تو بیا با ات حرف بزن انقدر گریه نکنه
ته: باشه گوشی رو بده بهش
کوک: باشه وایسا
~کوک رفت سمت اتاق ات و در زد و رفت تو~
ات: چی از جونم میخوای برو بیرون ~با گریه ~
کوک: ات نمیخوای با داداشت حرف بزنی ؟
ات: ...
𝔪𝔞𝔥𝔶𝔞𝔰
P18
کوک ویو:
میتونستم صدای جیغایی که معلوم بود سرشو کرده بود تو یه جایی تا صداش معلوم نباشه رو بشنوم
منم دوست نداشتم اون عذاب بکشه به هیچ عنوان دوست نداشتم خب مگه میشه آدم بخواد عشقش ازش فرار کنه یا پیش اون ناراحت باشه
پس اگر بخوام از ناراحتیش کم کنم
مجبور بودم به ته همه چیز رو بگم
و با استرس فراوان بهش زنگ زدم
مکالمه:
کوک: سلام داداش چطوری
ته : قربانت مرسی تو چطوری ات که ازیتت نمیکنه؟
کوک: اهم منم میخواستم درباره همین صحبت کنم
ته: بگو داداش میشنوم
کوک : خب تهیونگ میدونی~همه چیز رو سیر تا پیاز تعریف میکنه ~
ته: ...
کوک: ته؟ من نمیخواستم اینجوری ب...
ته: میدونم
کوک: چی؟
ته : میگم میدونم از قبلم میدونستم با رفتار ضایع تو~خیلی خونسرد~
کوک: یع.یعنی اجازه میدی؟
ته : اره خب میدونی ما چند ده ساله
باهم رفیقیم اگه میخواستی به ات اسیب بزنی اون موقع میزدی
ولی لطفاً ، لطفاً ات رو تحت فشار قرار نده اون خیلی ظریفه سریع میشکنه ، هم از زندگی هم از عشق
اون خیلی کوچیکه نمیخوام انقدر سریع از عشق کنده بشه خیلی مواظبش باش
کوک: من همه این کارا رو با جون و دل برای ات انجام میدم قول میدم کاری کنم که ات با جون و دل عشق رو باور کنه توهم باور کن هیچ آسیبی بهش نمیزنم باور کن
راستی توروخدا تو بیا با ات حرف بزن انقدر گریه نکنه
ته: باشه گوشی رو بده بهش
کوک: باشه وایسا
~کوک رفت سمت اتاق ات و در زد و رفت تو~
ات: چی از جونم میخوای برو بیرون ~با گریه ~
کوک: ات نمیخوای با داداشت حرف بزنی ؟
ات: ...
𝔪𝔞𝔥𝔶𝔞𝔰
- ۴۱.۲k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط