{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم حالم بد بشود انقدر حالم خراب بشه که مث وحشیا دا

دوست دارم حالم بد بشود انقدر حالم خراب بشه که مث وحشیا دادو فریاد کنم انقدر دادو فریاد کنم که هیچ کس نتونه ارومم کنه وتو بیای با همان متانت همیشگی جلوی همه بغلم کنی و من فریاد بزنم تو همونجور که بغلم کردی جلوی همه بوسم کنی انقدر بوسم کنی که به حرمت بوسهایت اروم بشم سبک بشم 😔 ولی.......
دیدگاه ها (۱)

تیغ هست ...رگ هست ...جرات هستاما مادرم هم هست

.

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

پارت ۴۷: مهربونیِ سرداون لحظه‌ای که نگام کرد، یهو انگار یه ک...

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت یازدهم: فروریختن 🩸🥀[دیدگاه تهیونگ]هن...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

استاد جئون part 4رینا: رسیدیم خونه جونگکوک الان باید می اومد...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

میخوام یه چیزی بهت بگم!شاید،شاید،شاید...در نبود تو...بتونم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط