{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز رفتم کافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خ

امروز رفتم کافی شاپ دیدم همه با دوست دختراشون اومدن ولی خودم تنها هستم



هیچی دیگه گوشیم رو برداشتم و کنار گوشم گرفتم و با صدای بلند گفتم


هی بدبخت بیا که خواهرت با یه پسره تو کافی شاپ نشسته !

هیچی دیگه... همه دخترا فرار کردند ...
دیدگاه ها (۹)

سلامتیه پسری که بلد بود چجوری مخ همه دخترا رو بزنه اما.........

دخترك كبريت فروش رو كه يادتونه؟............با پسر سيگار فروش...

وقتی باهاش قهری ...

نقل شده از پسری::ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ،ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺑﻮﺩﻡﺯ...

پارت ۱ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح_جونگکوک:با صدای الارم از خواب بل...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p9یکم حرف زدیم و ...

رومان عشق مافیا پارت 15 از زبان ا/تیکم که فکر کردم دیدم چیزی...

رمان عشق ممنوع

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

P17ویو نویسنده دامیال:آنیا قرار مون سر جلسه دیگه آنیا :اره ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت7ویو اتصبح ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط