{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملودیتلخ

ملودی_تلخ🍷
Part:84
وای چیمیگی؟
تروخدا اذیتم نکن
نه نه نه اون چیزی که فکر میکردم نبود به اسونی نمیتونستم از دستش برم کاملا به بد/n/ش نزدیک بودم جوری که خودمم تحـ؛///ر... یک میشدم

+نه ببخشید نمیتونم خواهش میکنم دورشو
_میدونم الانم نمیخوام کاری کنم فقط روش فکر کن
+چه فکر کنم چه نکنم نظرم همونه لطفا اذیتم نکن

_کاری نمیکنم نترس فقط بزار همین طوری بمونیم.... الان نیاز هایی دارم... نیازهایی که نمیتونم برطرف کنم اما ازت میخوام همین طوری بمونی

+نهه لطفا

دستاش پایین رفت
و با//s///نمو مهکم گرفت
+دستتو کجا میبری عوضی!؟
_کاری نمیکنم فقط میخوام نزدیکم باشی
+اینطوری؟

_دقیقا همین طوری

هیچی نگفتم
اونم هیچی نگفت
توی فکر بودم که به ساعت نگاه کردم
دوساعت از اون موقع گذشته بود

تهیونگ هم خواب
چنان دستاش بد... نم...//و گرفته بود که حتی نفس کشیدم کار سختی بود

خواستم بلندشم اما نشد
زیادی دستش سنگین بود
ماتش شدم و یهو نفهمیدم چکار میکنم
دستمو گذاشتم رو گردنش
بشدت عرق کرده بود...!

خیس اب بودو من نمیدونستم؟
یه دفعه یکی بدون در زدن وارد اتاق شد....


༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۰)

ملودی_تلخ🍷Part: 85تهیونگ با صدای در از جا پرید و چشمای خواب ...

ملودی_تلخ🍷Part: 86با چشمایی که کافی بود یه حرف سم دیگه بزنه ...

ماه_تیره🌑Part: 96چشمامو بستمقهوه داغ بود و صورتم سوخت اما سع...

ماه_تیره🌑Part: 95داخل شدم داشتم قهوه رو اماده میکردمیعنی داش...

ویو جونگکوک رفتم بیرون عمارت که دیدم داره می‌ره سمت جنگل رف...

*کاش یکم دوسم داشتی🥀🖤3/3انگار کل دنیا رو سرم خراب شده باشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط