{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهتیره

ماه_تیره🌑
Part: 96
چشمامو بستم
قهوه داغ بود و صورتم سوخت اما سعی کردم زیاد در این باره واکنش نشون ندم

حتی دلیل ریختن قهوه رو تو صورتم نمیدونستم

چشمامو باز کردم و بهش زل زدم
~عذر خواهی کن
تازه میگفت عذر خواهی کن

به جونگکوک نگاه کردم که فقط بهمون نگاه میکرد
نه حرفی میزد نه کاری میکرد
خوب باید چه انتظاری داشته باشم ازش؟

~هووی دخترخانم اینطوری نگاش نکناا اون حرفی نمیزنه

عه چه جالب

بلند شد کیفشو برداشت و با دست برا جونگکوک بوس فرستاد

اما اون خوشگل خانم نمیدونه
من سلیطه تر از این حرفام که بزارم همین طوری در بره

بلند شدم و صداش زدم
+هووی مایه ظرف شویی ریکا خانم

برگشت و بهم نگاه کرد
~دلت دوباره قهوه میخواد؟

+هومم

جلو رفتم و یه سیلی مهکم زدم تو صورتش
مکث کرد بعد از دودقیقه بهم زل زد
سرشو بالا اورد
و دستشو بلند کرد...

شرایط پارت بعدی ماه تیره ۸لایک و ۳کامنت 🥰
༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۰)

ملودی_تلخ🍷Part:84وای چیمیگی؟ تروخدا اذیتم نکن نه نه نه اون چ...

ملودی_تلخ🍷Part: 85تهیونگ با صدای در از جا پرید و چشمای خواب ...

ماه_تیره🌑Part: 95داخل شدم داشتم قهوه رو اماده میکردمیعنی داش...

ماه_تیره🌑Part: 94بدون اینکه بزارم حرفی بزنه وارد شدمروی کانا...

ماه_تیره🌑Part: 93چشماش سبز بود~"Hi Madam Can I get in? "ترجم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط