{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند...

در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند...
پرسید:فرزندم پس آدمت کو؟
اشک هایم را پاک کردم و گفتم:در آغوش حوای دیگریست...
دیدگاه ها (۱)

دل یک زن تمای دنیای اوست شاه دنیایش باش ای مرد نه سردار سپاه...

ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ،ﯾﮏ ﺟﺎﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯﺩﺭ...

شب است...کلنجار می روم با خودمبا دلتنگی هایمبا قلب له شده ام...

روزی خواهد آمد که در جایی دور،در آغوش دیگری،بیقرار هم باشیم....

دست‌هایم از کاه است و دلم از اندوه؛ در این گندم‌زار بی‌پایان...

توبه ...

🔴تلنگر✍️وقتی سیبی را از درخت چیدی دیگر چیده شده است و راه با...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

پارت ۲۲جونگکوک همه چیز را تعریف کرد.سال‌ها قبل، پدر من رهبر ...

عاشقانه های شبنم

نماد مرگ پارت شیشم

پارت ۲۰تمام شب دنبالش گشتم.بالاخره روی پشت‌بام پیداش کردم._ج...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط