{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سمت ات رفت که

به سمت ات رفت که
+ هعی کجا میای
- نیام
+ نه خب باشه

ویو ات
تهیونگ داشت میومد نزدیک که لباش رو روی لبام گذاشت میخواستم حرف بزنم که ویلیام اومد تو
* هعی شما دوتا چه غلطی میکنین اه سریع تر تهیونگ ازم جداشد و گفت
- شانس اوردی وگرنه .... که رفت
+ اوه اوه نزیدیک بود به ف* ا * ک * برم خدارحم کنه یه دوش 20 مینی گرفتم اومدم بیرون که یکدفه با تهیونگ روبه رو شدم که گفت
- بعد از اینکه تفریح تموم شد به ف* ا * ک * ی میری بیب و رفت داخل حمام من که خوشکم زده بود و تو فکر بودم که با صدای ویلیام به خودم اومدم
* عجب دختر سر به هوایی هستی مگه نگفتم برو اماده شو
لبخندی زدم و فرار رفتم داخل اتاق مشترکمون با ته اول رفتم موهامو خشک کردم بعد یه لباس پوشیده ولی خوشگل پوشیدم و یه ارایش ملایم کردم که تموم شد بعد از چندین ته اومد ولباساشو پوشید
_ واو چه جیگرر
+ با لبخنده/ حیح مرسی توهم عالی شدی
- اوو ممنون عزیزم
باهم اماده شدیم رفتیم بیرون پیش ویلیام و جیمین که جیمین گفت بریم همه باهم گفتیم بریم من دست ته و ویلیام دست جیمین رو گرفت و زدیم بیرون سوار ماشین شدیم و رفتیم داخل ماشین سکوتی بود که رسیدیم به شهربازی منم که سرم درد میکنه برای بازی های بچه گونه که دیدم ویلیام بدوبدو اومد دستمو گرفت و با هم رفتیم سمت تاب که دیدیم جیمین و ته دارن میان ما هم سریع رفتیم سمت تاب ها چون دوتا بود که پسرا اومدن تابمون دادن بعد 1 ساعت بازی رفتیم بستنی بخوریم من بستی شکلاتی خوردم ته با طعم توت فرنگی و ویلیام نارگیل و جیمین هم مثل من شکلاتی بود دیگه تقریبا ساعت 9 شب بود که ویلیام گفت
* بریم سینما ماهم با تکون دادن سر حرفشو تایید کردیم منم که میخواستم دیر تر برم خونه چو صدر صد فاتحم خوندس سوار ماشین شدیم و رفتی سینما یه فیلم ترسناک انتخاب کردیم و از کرممون رفتیم صندلی اول اول فیلم شروع شد همه ساکت شدن که از همون سکانس اول ترسناک شد من هم ناخدا گاه پریدم بغل ته به ویلیام نگاه کردم دیدم اون اصلا خیالشم نبود چون عادت داشت فیلم تموم شد زدیم بیرون و رفتیم خونه منو ویلیا ارایشمونو پاک کردیم و ویلیام رفت سمت اتاق مشترکش با جیمین من هم رفتم اتاق مشترکم با ته در رو باز کردم و با چیزی که دیدم خشکم زد ته بالا تنش لخت بود
- بیا بخوابیم بیب
+ ب ..ب...اشه رفتم لباسمو عوض کردم و دراز کشیدم میدونستم که قراره نصف شب به ف*ا*ک*م بده که ته دستش رو دور کمرم برد و بغلم کرد که دوتامون خوابیدیم


ادامه دارد........
دیدگاه ها (۱۱)

در کامنت

part 56+ باشه رفتم به ته گفتم که گفت - باشههمگی به هال رفتیم...

part51+بخواب بعدش پاشیم بریم بیرون فردا انگلیسی یاد بده باشه...

part50+هوف حالا بخواب _باشه بیب پشتمو کردم به سمت ته و خوابی...

شروعی دوباره پارت ۱۴.

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط