Part
🍁Part_16🍁
🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇
🦇ارسلان🦇
نیکا خانوم مث اینکه یادت رفته وقتی با متین
رل زدی چیکار کردی یادتع داشتی خفه میشدی
ب خدا من پنج دیقه شد یادمه زمان گرفتم تا پنجاه و پنج دیقه ک رفت گفتم بهشون بسع
(ارسلان دوست صمیمی متین بودع و بعد ب نیکا گف ک بیاد تو اکیپشون🥶)
دیانا:اصن...میخواستیم گوه خورامونو بشناسیم ک شناختیم😒
ارسلان:زوووون شمارع بدم جر بدی کلک😉🤙
دیانا:عه راستی شمارتو ندارم بدع شمارتو😂
ارسلان:😐😐😐
دیانا:ارسلاوووووون
ارسلان:عه دیا اینجوری میگی دلم میره واست میخورمتا
پانیذ:اههه بسع دیگ چندشا🤢🤮
رضا:عشقم حق گفتی😂راس میگ چص بازی های عاشقانه بسه فعلا بریم کیکو فوت کنین
پانیذ:البته شمع کیکو فوت میکنن نع کیکو😐
رضا:حالا هرچی بیاین هر کاری دوس دارین با کیک بکنین فقط زود تر یع کاری باهاش بکنین ک بعدش بریم رستوران یع چیزی کوفت بفرماییم😑
دیانا:بی ادب
مهشاد:دیانا ن کع خودت خدای ادبی و بعد یع چشمک ب محراب زدمو خندیدم
محراب:بیا بالا و کف دستمو گرفتم جلوش ولی...☹️
مهشاد:لوس نشو تا وقتی نیومدی خواستگاری حق نداری حتی دستمو...داشتم حرف میزدم ک
نیکا:مهشادو وسط زر زر کردنکردناش با اون دستم ک کیک توش نبود حول دادم تو بغل مهراب و همع زدیم زیر خندع😂
متین:تا ت باشی دیگع ازین زرایی ک بچه سوسولا میزنن نزنی مهشاد جان😂😂😂
مهشاد:محراب اون قضیه کنسله😐😂
محراب:😂😂
دیانا:شما از مام بد ترین😐😐
ارسلان:دست دیانا رو گرفتم بردم سر میز صندلی هارو بردم کنار چون نیاز نبود اون گروهع ک واسه دیزاین اومدع بودن گذاشتن
ارسلان:اگع ک*ص گفتناتون تموم شدع بیاین نیکا خانوم شماعم کیکو بیار 😑
دیانا:قشنگ ب خودم رفتی 😂
ارسلان:فدات😂❤️
نیکا:بیا کیک
دیانا:کیکو آوردن و میشمردن
اردیا:پیوندمان مبارک❤️❤️😘😂
ارسلان:دیانارو بغل کردم و سر پیشون بوسه زدم
نیکا:همینجوری وایسین یع عکس ازتون بگیرن و بعدن یکی همع باهم😂❤️
اردیا:عوک...
دیانا:بعد کلی عکس رفتیم رستوران شام خوردیم و ارسلان خواست منو برسونه گفتم سر کوچه پیادم کنع
🦉دیانا🦉
ارسلان گف
ارسلان:بهترین روز زندگیم بود دوس نداشتم
تموم شع☹️
دیانا:شب های دیگع هنوز از راه نرسیدع شب بخیر ارسلان ژونم❤️خواستم پیاده شم ک دستمو کشید
ارسلان:فک کردی الکیع بوسم کن بعد برو
دیانا:لپشو بوسیدم
ارسلان:من اینطوری خر نمیشم بزارم بری😏
دیانا:لبش بوسیدم
ارسلان:چون اینجا مردم هستن همینم خوبه شب بخیر عشقم😘❤️
دیانا:شب توعم بخیر عشقم😘❤️
❤️❤️❤️
لایک و کامنت فراموش نشع 😉
🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇
🦇ارسلان🦇
نیکا خانوم مث اینکه یادت رفته وقتی با متین
رل زدی چیکار کردی یادتع داشتی خفه میشدی
ب خدا من پنج دیقه شد یادمه زمان گرفتم تا پنجاه و پنج دیقه ک رفت گفتم بهشون بسع
(ارسلان دوست صمیمی متین بودع و بعد ب نیکا گف ک بیاد تو اکیپشون🥶)
دیانا:اصن...میخواستیم گوه خورامونو بشناسیم ک شناختیم😒
ارسلان:زوووون شمارع بدم جر بدی کلک😉🤙
دیانا:عه راستی شمارتو ندارم بدع شمارتو😂
ارسلان:😐😐😐
دیانا:ارسلاوووووون
ارسلان:عه دیا اینجوری میگی دلم میره واست میخورمتا
پانیذ:اههه بسع دیگ چندشا🤢🤮
رضا:عشقم حق گفتی😂راس میگ چص بازی های عاشقانه بسه فعلا بریم کیکو فوت کنین
پانیذ:البته شمع کیکو فوت میکنن نع کیکو😐
رضا:حالا هرچی بیاین هر کاری دوس دارین با کیک بکنین فقط زود تر یع کاری باهاش بکنین ک بعدش بریم رستوران یع چیزی کوفت بفرماییم😑
دیانا:بی ادب
مهشاد:دیانا ن کع خودت خدای ادبی و بعد یع چشمک ب محراب زدمو خندیدم
محراب:بیا بالا و کف دستمو گرفتم جلوش ولی...☹️
مهشاد:لوس نشو تا وقتی نیومدی خواستگاری حق نداری حتی دستمو...داشتم حرف میزدم ک
نیکا:مهشادو وسط زر زر کردنکردناش با اون دستم ک کیک توش نبود حول دادم تو بغل مهراب و همع زدیم زیر خندع😂
متین:تا ت باشی دیگع ازین زرایی ک بچه سوسولا میزنن نزنی مهشاد جان😂😂😂
مهشاد:محراب اون قضیه کنسله😐😂
محراب:😂😂
دیانا:شما از مام بد ترین😐😐
ارسلان:دست دیانا رو گرفتم بردم سر میز صندلی هارو بردم کنار چون نیاز نبود اون گروهع ک واسه دیزاین اومدع بودن گذاشتن
ارسلان:اگع ک*ص گفتناتون تموم شدع بیاین نیکا خانوم شماعم کیکو بیار 😑
دیانا:قشنگ ب خودم رفتی 😂
ارسلان:فدات😂❤️
نیکا:بیا کیک
دیانا:کیکو آوردن و میشمردن
اردیا:پیوندمان مبارک❤️❤️😘😂
ارسلان:دیانارو بغل کردم و سر پیشون بوسه زدم
نیکا:همینجوری وایسین یع عکس ازتون بگیرن و بعدن یکی همع باهم😂❤️
اردیا:عوک...
دیانا:بعد کلی عکس رفتیم رستوران شام خوردیم و ارسلان خواست منو برسونه گفتم سر کوچه پیادم کنع
🦉دیانا🦉
ارسلان گف
ارسلان:بهترین روز زندگیم بود دوس نداشتم
تموم شع☹️
دیانا:شب های دیگع هنوز از راه نرسیدع شب بخیر ارسلان ژونم❤️خواستم پیاده شم ک دستمو کشید
ارسلان:فک کردی الکیع بوسم کن بعد برو
دیانا:لپشو بوسیدم
ارسلان:من اینطوری خر نمیشم بزارم بری😏
دیانا:لبش بوسیدم
ارسلان:چون اینجا مردم هستن همینم خوبه شب بخیر عشقم😘❤️
دیانا:شب توعم بخیر عشقم😘❤️
❤️❤️❤️
لایک و کامنت فراموش نشع 😉
- ۷.۱k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط