{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستی می گفت؛ بچه که بودم، یه جوجه داشتم. خیلی دوستش داشت

دوستی می گفت؛ بچه که بودم، یه جوجه داشتم. خیلی دوستش داشتم.
یه روز گرفتمش جلو صورتم باهاش حرف بزنم
که یهو
نوک زد توی چشمم.
خیلی دردم اومد.
تو عالم بچگی کلی بهش فحش دادم.
اما الان میفهمم که تقصیر اون نبود!
تقصیر خودم بود!
هر وقت کسی که شعور و فهم درستی نداره رو به خودت نزدیک کنی حتما بهت آسیب میزنه!
این یه قانونه...!!
دیدگاه ها (۱)

زیبای کوچک فریبکار

خیانت ته ته پارت ۱ درخواستی

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

مافیای عزیز منp8

You are mine...⁵واقعا لقب عروسک کوچولو بهش میادهم شبیه عروسک...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۴(موقعیت:خوابگاه UA) (زمان:۴:۵۲)**با...

عشق در قلبی سنگی))part:5ویو تهیونگوقتی که جونگکوک گفت:(جونگک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط