{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست شصت هشت🍷🔪


کوروش دندوناش و به هم سابید
بلند شدم و پشتش پناه گرفتم

که خندید
+دختر بیا بیرون من که چیزی ندیدم

با چشم به حوصله اشاره کرد
+نزاشت ببینم

کوروش به زور خودش و کنترل کرده بود
در حد منفجر شدن بود

با نگرانی دست مشت شده اش و گرفتم
آروم صداش کردم
+سروش؟

پوفی کشید

شیخ دوباره خندید. و چشمکی بهمون زد
_غیرتی نمیشدی..بلاخره نقطه ضعفت پیدا شد

بعد به من اشاره کرد

+نگاه نکن بهش

بلاخره این و کووش گفت
رکه شیخ سری تکون داد
_بیرون منتظرتم

بعد پشت کرد به ما رفت
به محض اینکه رفت بیرون کوروش دستمو چنگ زد

آخی گفتم
برگشت سمتن
با چشمای سرخش نگاهم کرد
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت نه🍷🔪+اینجوری جلوش بودی؟! بغ کرده...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتاد🍷🔪_کوروش و زهرمار اخم کردم+دستم...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت هفت🍷🔪شیخ خندید از ترس میلرزیدم ن...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت شیش🍷🔪باز انگار اون اوج مغرور بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط