{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۹۳

ارسلان: آخه خوشگله من اون دیگه جیزی نبود

دیانا: چیزی نبود پس فردا داشتم میمردم کمکم نمیکنی شاید من اصلا نمیتونستم بیام بيرون

ارسلان: اون موقع کمکت میکردم

دیانا: قهرم پرو اصلا بده خودم خوشک میکنم

ارسلان: خشک میکنم آروم موهاش و با شونه شونه زدم و آروم بافتم آخه دختر خوب کدوم آدم عاقلی به خاطر اینکه شوهرش از تو درش نیاورده قهر میکنه

دیانا: من

ارسلان: ای خدا تو که خوب بودی بهونهی چی رو گرفتی

دیانا: خودمم نمیدونم

ارسلان: 🤣

دیانا: زهرمار

ارسلان: شرمنده ببخشید

دیانا: ارسلان یه سوال من چند سالمه

ارسلان: ۱۸

دیانا: خوب ايول بهت قول داده بودم دو سال بگذره میتونی یه کارایی کنی

ارسلان: 😈

۴۶۰ تاییشدنمون مبارک
هدیه به دلیل ۴۶۰ تاییشدنمون
بریم برای ۴۷۰ تاییشدنمون و ۸ تا پارت هدیه
دیدگاه ها (۵)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۹۴دیانا: کوفت ارسلان: عسلم خودت ه...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۹۵ رضا: چتهارسلان: مزاحم رضا: مرا...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۹۲دیانا: داشتم موهامو خوشک میکردم...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۹۱دیانا: بخدا میزنما ارسلان: بزن ...

Part:7                my angelاولین نفر بیدارشده بودم...

پارت 1ویو ا.تاییییی خستمممم حوصله هیچی رو ندارم اخه چرا باید...

پارت 1ویو ا.تاییییی خستمممم حوصله هیچی رو ندارم اخه چرا باید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط