{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادِته گُفتی

یادِته گُفتی
میکُشمت اَگه بِری...
یادِته گفتی
فَقَطُ فَقَط مالِ خودَمـی
یادِته می گُفتی
دیوونه یِ خَنده هامی
یادته بُغض می کردم
وقتی دیر می کردی،
می گُفتی اِی جان
چه خوشگل میشی اینطوری
از این به بعد همش دیر میام
یادِته اون هَمـــــــــــــــه خاطِره رو؟؟؟
یادِته دوسِت دارَم هایی که
دَمِ گوشم می گفتی؟؟؟؟
اَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَه ....
معلومه ک یادِت نیس
اما من اینارو یادمه
و هر روزُ هر روز آه میکشم
تنها بودن قدرت می خواهد ،
و این قدرت را کسی به من داد ،
که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم.
دیدگاه ها (۳)

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ࡅ߳ࡐ‌ܭࡅ࡙ࡐ‌ ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ࡅ߭ܥܼܝ‌ܝ̇‌ »«درخواستی»«ܢ݆ߺߊ‌ܝ‌ࡅ...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

‏🐿[۱۵:۰۰ ~ ۱۵:۰۴ به وقت کلمبیا]آه، تبدیل به یه پسر سرماخورده...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش سوم_توی راه‌پله دستی روی ش...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

پشت لبخند جیمین پارت دهم | پایانبالاخره اون روز رسید.بعد از ...

🦢 پارت چهاردهم | قانون اوللیانا هنوز جلوی جنگکوک ایستاده بود...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط