درد من از تنهايي بود ....
درد من از تنهايي بود ....
اما تو به اصرار شريک اين غمم شدي ....
خود خواستي همراه باشي ....
اما تو به مانند گرگ درنده اي بودي ....
که طعمه اش را به بازي گرفته است ....
در هر بازي زخم زيبايي به او ميزند ....
تا آرام آرام از پا بي افتد .....
بيا و تماشا کن ....
شکارچي زبر دستي هستي .....
صيدت ديگر رمقي به تن ندارد ....
زخم آخر را بزن ... تا دگر زجر نکشد ....
***** ******
تقديم دل شکسته دوست .....
N....B
اما تو به اصرار شريک اين غمم شدي ....
خود خواستي همراه باشي ....
اما تو به مانند گرگ درنده اي بودي ....
که طعمه اش را به بازي گرفته است ....
در هر بازي زخم زيبايي به او ميزند ....
تا آرام آرام از پا بي افتد .....
بيا و تماشا کن ....
شکارچي زبر دستي هستي .....
صيدت ديگر رمقي به تن ندارد ....
زخم آخر را بزن ... تا دگر زجر نکشد ....
***** ******
تقديم دل شکسته دوست .....
N....B
- ۲۷۱
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط