پارت

پارت 19
چمدونمو بستم
الهام:واقعا از ایران میری
من:نه میرم رشت
الهام:بس چرا
من: فقدر منو تو میدونیم
الهام:شرکت
من:رﺋیس جدید اومدش
الهام :منم میام
من: می خواهم تنها باشم
الهام:اها داروهات
من:برای همیشه ترکش کردم
رفتیم تو فرودگاه هنوز نیم ساعت مونده بود
رایان:رویااااا
رایان و امیر دویدن
رایان:میشه نری
من:نه می خواهم برم
رایان:رویا... من دوست دارم
رفتم تو شک اما یه لبخند زدم
من:دیره
رایان:ببخشید نتونستم بگم نرو
من:اما من دیگه دوست ندارم
مثل خر دروغ میگم
رایان:می دونم رویا بهم فرصت بده
من:من با خانواده تو نمی تونم من یه دختر لوس و بی حیا و بچه و بی حجابم
حرفای اون روزشو گفتم
رایان:رویا غلط کردم
من: اما من نمی تونم من یه بار قلبمو دادم انداختی رو زمین ترک برداشت این دفعه چی
رایان:به مردونگیم قسم که دفعه ای دیگی قرار نیست من همیشه کنارتم قول
من: چقدر حرفات تکراری ببخشید
چمدون برداشتم برو که رفتیم
از زبان رایان

رفتش رفت که رفت منو گذاشت رفت غرورمو براش شکوندم چی شده هااهیچی تو ماشین بودم
امیر:انتقام گرفتاا
من:فقدر غرور منو شکوند
امیر :خیلی بدجنسی تو هم این کارو کردی یادت رفت
من: اره اما من که الان اومدم بس چرا رفت
امیر:نمی دونی واقعا
من:اها رفت پیش شایان جونش
امیر بلند زد زیر خنده شکمشو از خنده گرفته بود
من:چته
امیر:شایان کیه
من:نامز خارجی
امیر:داداش کودنی کودن نامزی خبر نیست بابا رویا اذیت کرد بود
من:واقعا که می دونستی
امیر: نه دیشب الهام گفتش
امیر پرت کردم بیرون رفتم خونه
خیلی عصبی بودم اینقدر که نگو عصبی یا ناراحت
حمایت و لایک♥
دیدگاه ها (۴)

پارت20رمان از زبان رویایه وقت های ادما باید رها کنن برن از ه...

پارت18سرهنگ:عالیهبابای رایان :چی عمو تو خیانت کار اینجا چیکا...

پارت17لباسمو عوض کردمجلوی امیرسام و اون رﺋیس غلابیه که اسمش ...

You must love me... P9

پرسیدم: «چند تا منو دوست نداری؟»روی یک تکه از نیمرو، نمک پاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط