چند شاتی جیهوپ
چند شاتی جیهوپ
part 3
,پسر لبخند زد و پول رو حساب کرد
- متشکرم
چند لحظه گذشت، ولی پسر از مغازه بیرون نرفت
-مشکلی پیش اومده؟
-نه.. فقط.. یه نفر داخل این مغازه هست که هر روز برتی دیدنش، یه بهونه میارم
-چی؟!
-فکر میکنی چرا هر روز باید بیام اینجا؟ چون گل بخرم؟ نه.. برای دیدن تو
گونه دختر سرخ شد و ناخداگاه لبخندی زد
-تو.. جدی هستی؟
-جدیم.. تو کسی هستی که بخاطرش میام اینجا
پسر گل رو به دختر داد
-از اول اون روز بارونی.. عاشقت شدم.. با دیدنت.. با عطر اینجا.. گل های رنگارنگ و نشاط و شادابی تو..
-من..
-تو. تو قلبمو دزدیدی.. حالا اگر قبول میکنی.. ملکه من باشی
قلب ات به تپش افتاد
- من.. قبول میکنم.. چون از اول عاشقت بودم..
ات لبخندی شد و پسر رو بغل کرد
the end,
part 3
,پسر لبخند زد و پول رو حساب کرد
- متشکرم
چند لحظه گذشت، ولی پسر از مغازه بیرون نرفت
-مشکلی پیش اومده؟
-نه.. فقط.. یه نفر داخل این مغازه هست که هر روز برتی دیدنش، یه بهونه میارم
-چی؟!
-فکر میکنی چرا هر روز باید بیام اینجا؟ چون گل بخرم؟ نه.. برای دیدن تو
گونه دختر سرخ شد و ناخداگاه لبخندی زد
-تو.. جدی هستی؟
-جدیم.. تو کسی هستی که بخاطرش میام اینجا
پسر گل رو به دختر داد
-از اول اون روز بارونی.. عاشقت شدم.. با دیدنت.. با عطر اینجا.. گل های رنگارنگ و نشاط و شادابی تو..
-من..
-تو. تو قلبمو دزدیدی.. حالا اگر قبول میکنی.. ملکه من باشی
قلب ات به تپش افتاد
- من.. قبول میکنم.. چون از اول عاشقت بودم..
ات لبخندی شد و پسر رو بغل کرد
the end,
- ۳۵.۴k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط