{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودی
دل مست سر کوی تو بود و تو نبودی

از حنجره ی عشق صدای تو شنیدم
گوشم به هیاهوی تو بود و تو نبودی

بر گونه ی من گرد غریبانه مهتاب
آمیخته با بوی تو بود و تو نبودی

وقتی غزل چشم سیاه تو سرودم
شب مطلع گیسوی تو بود و تو نبودی

بی می سر من مست چنان بود که هر سنگ
ناز سر زانوی تو بود و تو نبودی

رفتم ز خود آن‌گونه که اندیشه بودن
باریک‌تر از موی تو بود و تو نبودی

آخر سر خود بر سر دیوار شکستم
مه آینه روی تو بود و تو نبودی

دستی به دعا، دل ز خدا وصل تو می‌خواست
پیر تو دعاگوی تو بود و تو نبودی
دیدگاه ها (۳)

تنهایی ام را با تو قسمت کرده ام...خوب میدانم که تنهایی من به...

ﺑــﯿـﺸـﺘَـﺮﯾـﻦ ﺿَـﺮﺑـﻪ ﻫــﺎﺭﻭ ﺧــﻮﺑﺘًـﺮﯾـﻦ ﺁﺩﻣــﺎ ﻣﯿـﺨـﻮﺭَﻥ ...

خستــــه ام از تمــــام بــاور هـــا . . .خستــــه ام از تمـ...

می خواهم گره بخورم در تو ! آنقدر سخت که با دندان بازم کنی!!!

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

رقیه بنت الحسین

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت یازدهم: بازیِ سایه‌ها و تایم...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟐جیمین:چی؟(متعجب بلند)جونگکوک:باید انجا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

{سناریو ریندو}یکم هنتای داره مشتی خواستی نخون 🎀 چشماش دودوتا...

دیشب نفسـم بوی تو بود و تو نبودیدل مست سر کوی تو بود و تو نب...

دیشب نفسم بوی تو بود و تو نبودیدل مست سر کوی تو بود و تو نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط