ته ویو

ته ویو =
وقتی ات بیدار شد خیلی خوشحال شدم و رفتم دکتر رو خبر کردم
£حالشون خوبه فقط باید چند روز اینجا بمونن
_باشه
(دکتر رفت بیرون)
_اتم خوبی جاییت درد نمیکنه
+اره، ولی اونا کی بودن
_کدوما
+اونایی که منو دزدیدن
_یکی از دشمنام ، مهم نیست
+ممکن بازم از این اتفاقا بیافته
%نه فدات شم ، بهتره استراحت کنی
(کوک اومد تو )
+ت..تو...لیااااااا(با داد)
(علامت لیا÷)
_ات حالت خوبه
×عا....شما همو میشناسید
÷یااا چرا کسی بهم نگفت تو اینجایی
(همو بغل کردن)
+دلم برات تنگ شده بود
_یاااا اینو به من نگفتی
+باشه ،باشه 😂
÷خب منو ات ۵ ساله باهم دوستیم بعد از اون ماجرا ها تازه همو دیدیم
+خب... تو اینجا چی کار میکنی
×اون دوست دختره منه
+اووو
(خلاصه کلی حرف زدن)

سه سال بعد..........

خب از اون موقع خیلی گذشته من ته ازدواج کردیم و ی دختر به اسم جیسو داریم و البته ته هم دیگه مافیا نیست و ی شرکت بزرگ داره
راستی لیا و جونگ کوکم ازدواج کردم و لیا الان حامله هست

و اونا تا همیشه به خوبی خوشی زندگی کردن ♡

خب این فیکم تمام شد ^_^
ببخشید اگ بد بود چون این اولین فیک منه:)

بگید دوست دارین بدی از کی باشه ؟

بایی💖🐯
دیدگاه ها (۵)

فیک از شوگا (درخواستی)اسم فیک : رز خونی ژانر: مدرسه ایی، ماف...

پارت اول= ات ویو= صبح با نوری ک تو صورتم میخورد بیدار شدم حس...

ات ویو =دیگه فهمیده بودم کارم تمومه (*شلیک*)چشامو باز کردم ا...

ات ویو سه روز بعد =تو این سه روز خیلی احساس بدی داشتم فک میک...

پارت پنجم خندیدن ماه 🌚🌙✨

#تناسخ_یک_مافیاPart:11 ات: وایییی خیلی نگرانم یعنی ر.ا کجا ر...

جیمین فیک زندگی پارت ۱۰۱#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط