{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن ؛

بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن ؛
دردلم یاد تو بودن یا بدنبال تو گشتن ؛
چو گذشتی زمن و کوچه و آن خاطره ها،
دررهی بی برگشت ؛
درخیالم همه جا خاطره بودن توست.
پای رفتن،من از آن کوچه ندارم بی تو،
بی تو مهتاب و شب و خاطره ها رفته ز یادم،
بی تو نقش گل و سنگ و لب آن جوی نخواهم ،
بی تو هرگز شب و صحرا و شباهنگ نخواهم.
چه نیازی است به کوچه؟
درنهانخانه جانم، غم عشقت ابدی خواهد بود.
حذر از عشق تو کردم ،لیکن
سفر از پیش تو تنها حرفی است.
بی تو آشفته خیالم ،بی تو افسرده دلم ؛
توبگو بادل دیوانه چه سازم بی تو؟
بی تو هرگزسفری بادل دیوانه ندارم،
بی تو هرگزپای ازبندگسستن نتوانم
بی تو هرگز نگذارم که خیالی،عشقی
بر دل و دیده چو رویا و شبح برگذرد،
تاکه از یاد برد ناله تلخی.
بی تو هرشب همه جا ظلمانی است
من چگونه گذر از کوچه توانم ؟
بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن.
"بی تو هرگز"
دیدگاه ها (۳)

.

.

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشدهرچه خوبی بکنی با دل تو بد ب...

دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنک...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن ؛دردلم یاد تو بودن یا ...

بی تو هرگز نتوانم من از آن کوچه گذشتن ؛دردلم یاد تو بودن یا ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،همه تن چشم شدم، خیره ...

بی تو مهتاب شبی، باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره به...

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره بدنب...

بی تو مهتاب شبی،باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شده،خیره به ...

لطفا این پستو تا آخر بخونید یکی از شعر های مورد علاقمو نوشتم...

بی تو مهتاب شبی،باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم،خیره به د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط