{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس هاي تو را قاب مي گيرم...

نفس هاي تو را قاب مي گيرم...

و اشكهايم را مهمان دره هاي فراموش شده ي عشق مي كنم...

در صميميت كبوتر ها غوطه ور مي شوم...

و با باران،

كوچه ي همنوا را به روي برگ گل شمعداني،

تصويري از تو مي نشانم...

و با صداقت،

روي تمام واژه هاي زيباي عشق هك ميكنم...

و به اميد نظاره ي تو،

روي ساحل دريا به انتظار مي نشينم...

و به پاس آمدنت،

تمام سطح جاده را با ياس هاي سپيد پوشانده ام...

و ظاهر آن را لبريز از عشق نموده ام...

و من باز بي نوبت عاشق مي شوم...

و با كوله باري از عشق متتظر تو......
دیدگاه ها (۷)

گذشت لحظه هاي با تو بودن...و در پاييز عشقمان نامي از دوست دا...

و به آنان گفتم :هر كه در حافظه ي چوب ببيند باغي،صورتش در وزش...

برای رسيدن به تو،پا پيش گذاشتم...خودم را قسمت كردم...تو را س...

چقدر دوست دارم که یکیو داشته باشم،ماله خود خودم...یکی که نگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط