I Love you...
I Love you...
but I don't know...
How can I saying this...
to you.
Part:28
(ویو:جونگکوک)
داشتیم از راه پله ها می رفتیم بالا که...
تهیونگ از پایین صدام زد...
🐻:کوک یه کار ضروری پیش اومده سریع بیا...
دم در منتظرتیم...
_:باشه...
الان میام.
دستش رو گرفتم و بردمش اتاق...
+:کوک؟؟؟
_:جان کوک؟؟؟
+:مراقب خودت خیلی باش.
لبخندی از نگرانیش اومد رو لبام...
بوسه ای رو سرش گذاشتم...
_:نگران نباش عروسکم...
اتفاقی نمی افته.
از لباس بگیر تا هرچی که می خوای تو کمد برات گذاشتم.
هرچی دیگه ای هم بخوای به خدمتکار بگو برات بیاره.
سعی کن تا میام بگیری بخوابی.
باشه؟؟؟
+:باشه☺️.
بعد بوسه ای ریز رو لباش گذاشتم...
و رفتم بیرون از اتاق و به سمت حیاط عمارت راه افتادم...
سوار ماشینی شدم که تهیونگ سوارش بود...
_:خب...کجا باید بریم؟؟؟
🐻:برو به سمت انبار قدیمی...
رد سزار اونجا زده شده.
_:باش.
شروع به حرکت کردم...
_:خب تعریف کن ببینم.
🐻:چیو؟؟؟
_:خودتو به اون راه نزن هیونگ.
این سری برای چی دعواتون شد؟؟؟
🐻:ازدواج...
وارث...
_:پس بهتره که بازش نکنیم.
🐻:دقیقا.
بعد از چند دقیقه رسیدیم...
وارد انبار شدیم...
رو میز یه چند تا وسیله بود...
که یه دفعه...
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
شرط برای پارت بعدی:
لایک:۲تا
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن
but I don't know...
How can I saying this...
to you.
Part:28
(ویو:جونگکوک)
داشتیم از راه پله ها می رفتیم بالا که...
تهیونگ از پایین صدام زد...
🐻:کوک یه کار ضروری پیش اومده سریع بیا...
دم در منتظرتیم...
_:باشه...
الان میام.
دستش رو گرفتم و بردمش اتاق...
+:کوک؟؟؟
_:جان کوک؟؟؟
+:مراقب خودت خیلی باش.
لبخندی از نگرانیش اومد رو لبام...
بوسه ای رو سرش گذاشتم...
_:نگران نباش عروسکم...
اتفاقی نمی افته.
از لباس بگیر تا هرچی که می خوای تو کمد برات گذاشتم.
هرچی دیگه ای هم بخوای به خدمتکار بگو برات بیاره.
سعی کن تا میام بگیری بخوابی.
باشه؟؟؟
+:باشه☺️.
بعد بوسه ای ریز رو لباش گذاشتم...
و رفتم بیرون از اتاق و به سمت حیاط عمارت راه افتادم...
سوار ماشینی شدم که تهیونگ سوارش بود...
_:خب...کجا باید بریم؟؟؟
🐻:برو به سمت انبار قدیمی...
رد سزار اونجا زده شده.
_:باش.
شروع به حرکت کردم...
_:خب تعریف کن ببینم.
🐻:چیو؟؟؟
_:خودتو به اون راه نزن هیونگ.
این سری برای چی دعواتون شد؟؟؟
🐻:ازدواج...
وارث...
_:پس بهتره که بازش نکنیم.
🐻:دقیقا.
بعد از چند دقیقه رسیدیم...
وارد انبار شدیم...
رو میز یه چند تا وسیله بود...
که یه دفعه...
تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.
شرط برای پارت بعدی:
لایک:۲تا
#بیتیاس#جونگکوک#آرمی#فیک#فنفیکشن
- ۱۶۸
- ۱۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط