{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#جرعت_حقیقت

#جرعت_حقیقت
پارت9🥂


کوک: اتم
ات: هوم
کوک: لطفا
ات: ب.. باش فقط آروم لطفا
کوک: قبوله

کوک براید بغلم کردو پرتم کرد روی تخت
ل*بامو وحشیانه م*ک میزد

بعد 10 مین از لبام دل کند
ات: وایی کوک درست حداقل
کوک: اولن باشه دومن کوک نه د*دی
ات: ب.. باش

که بی وقفه وا**ردم کرد

ات: عایییی عا*ححححح درد داره

بعد 5 مین عادت کردم

1 ساعت بعد ازم کشید بیرون
جفتمون خسته بودیم که خوابمون برد

( صبح ساعت 8)
صبح بیدار شدیم رفتم حموم و اومدم امروز مراسم تاج گزاری منو کوک بود و تا یه ماه دیگه باید بچه دار میشدیم

آماده شدیم و رفتیم

(مراسم)

پ ـ کوک: من پسرم جئون جونگ کوک رو پادشاه این سرزمین اعلام میکنم

همه تشویق کردند و تاجو روی سرش گذاشتن

پ ـ ات: من هم دخترم جانگ ات رو ملکه این سرزمین اعلام میکنم

همه تشویقم کردند و عکس میگرفتند
کوک و ات: سوگند میخوریم تا ابد در کنار هم به این سرزمین رسیدیگی کنیم و مراقب و محافظ مردم باشیم


مراسم تموم شد و رفتیم خونه
ناهار خوردیم
دیدگاه ها (۳)

#جرعت_حقیقت پارت 11🥂صبح با صدای آلارم بیدار شدیم ات: صبح بخی...

#جرعت_حقیقت پارت 12🐾برای ناهار وایسادیمبچه ها داشتن غذارو می...

#جرعت_حقیقت پارت8🥂همه داشتن بیدار میشدن عجیب همه یه زمان میو...

#جرعت_حقیقت پارت 7🥂دوتا پارت ۷ هستهفردا عروسی منو کوک بودوقت...

تو متعلق به منی پارت ۳۳ویو اتسوار ماشینی شدیم که از طرف شرکت...

شب تولدم پارت 28 جونگ کوک: این چه رفتاریههه(داد) ات: عزیزم ا...

My uncle (part 13)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط