{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
پارت 28
جونگ کوک: این چه رفتاریههه(داد)
ات: عزیزم اروم باش بعضیا شخصیت ندارن خودم چای میارم برات
جونگ کوک: مرسی پرنسسم
منشی: خب مگه دروغ گفتم اقای جئون
من رفتم برای خودمون چای بیارم جونگ کوک بعد از منشی دستشو گذاشت رو سرش و محکم فشار داد چای رو براش اوردم
جونگ کوک: اخراجی وسایلتو جمع کن
منشی: وا چرا خب ببخشید دیگه تکرار نمیشه لطفا یه شانس بهم بده
جونگ کوک: میزتو بزار بیرون حق نشستن تو اتاق منو نداری فقط منشیمی تو اتاقم نمیایی
منشی: باشه مرسی
اتچای تو بخور ولش کن اونو
جونگ کوک: باشه پرنسس
پرش به 10 مین بعد
جونگ کوک: ات کارم تموم شد لباسمو بده عوض کنم
ات: تهیون سورا پشت در منتظر باشین میایم
تهیون: باشه سونگ هو بریم
ات: بگیر این تیشرتت اینم شلوارت بپوش بریم با منشیت هم بد اخلاقی نکن
جونگ کوک: باشه
ویو کوک لباسامو عوض کردم کلاه کاسکتم رو برداشتم ورفتیم از اتاق بیرون چند تا برگه دادم به منشیم
جونگ کوک: اینا رو به اقای جانگ بدین بعد از ظهر میان میگیرن
منشی: چشم اقای جئون این تیپتون بی نظیره
ات: میدونیم اقای جئون همه تیپاش خوبه
جونگ کوک: بریم پرنسس
ات: بریم کوکی
ویو کوک:
با ات و تهیون و سوار و سونگ هو کوچولو رفتیم پایین کلاه کاسکتامونو سرمون کردیم
ات: کجا بریم
جونگ کوک: پیست متور سواری
تهیون: بریم
رفتیم پیست متور سواری و مسابقه دادیم برنده ات شد بعد از 20 مین خسته شدیم و نشستیم رو چمنا
سورا: مدرسمون اینجا امروز نرفتم دو ساعتدیگه ساعته دیگه از مدرسم مونده امروز قراره درس بده زنگ اخر
ات: هیچی بهتر از درس نیست میریم وسایلتو بردار میریم مدرسه
جونگ کوک: اره درسته بریم
به سرعت رفتیم سورا لباسشو تنش کرد وسایلشو برداشت و رفتیم
سورا: ات بچه ها منو مسخره میکنن همیشه دوست ندارم برم
ات: نگران نباش ما هستیم
سورا: باشه مرسی
ویو ات:
با سورا رفتیم داخل مدرسه تهیون و سونگ هو نیومدن و مراقب متور ها بودن
ات: سلام سورا رو اوردیم
معلم: مرسی سورا بشین سر جات
ات: خودت میای ما بریم؟
سورا اره برین میام متور وبزار تو حیاط مدرسه میام بعدا
ات: باشه بعدا میبینمت بای
سورا: بای
ویو سورا نشستم سر میزم و کتابامو گذاشتم رو میز
معلم: سورا دیر اومدی
سورا: ببخشید
معلم: خب ادامه میدیم
با کشیدن نقاشی رو میز خودمو سرگرم کردم که گوله ای کاغذی تو سرم خورد برگشتم نگاه کردم بله اکیپ یونجی بودن همیشه خدا مشکلم با اونا
سویون: ولشون کن
سورا: برام مهم نیستن سویون بعد از کلاس با چی میری
سویون: پیاده
سورا: میرسونمت
سویون: وا
... زنگ ...
سورا: بریم
با سویون سوار متورم شدیم و رفتیم بیرون همه به ما نگاه میکرد یه دوری زدیمو سویون رو رسوندم خونشون برگشتم خونه متور رو بردم پارکینگ و رفتم تو عمارت
ویو ات: در باز شد سورا اومد بعد از 10 مین میز ناهار روچیدیم و ناهار خوردیم

این پارت برای این پرنسسمون👇🏻🫶🏻
@pariaa_aaaa
دیدگاه ها (۶)

مرسی قشنگم 💋💋

شب تولدم پارت 27تهیون: با چی باید بریمات: با متور مشکی من یا...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط