{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونی دلبر،

میدونی دلبر،
صدای خنده های من و تو،
ته اون کوچه بن بست،
درست ،
بینابینِ آجرای قدیمی ترین خونه محبوس شدن...
هنوزم وقتی از اونجا رد میشم
میشنوم صدای قشنگتو،
و هر بار
با خودم
تکرار میکنم
نه؛دروغه

این صدای اون نیست...

#کاف
دیدگاه ها (۶)

تو تنها آدمی بودی که می تونستم از راه آهن تاتجریش رو باهات پ...

عشق فعال بودن است، نه فعل پذيرى؛ پايدارى است، نه اسارت.به طو...

بیدار شوآشنای دور من،بیدار شو ...که در رگ هایِ جهان معجزه ای...

این پاییز هم بی تو گذشتدردِ هجر را نمی شود در نوشته ها گنجان...

part 2"نویسنده"کیم تهیونگ: ۲۵ سالهجئون جونگکوک: ۱۸ سالهتهیون...

پارت بیست و یکمدر آغوش زندان ویو نویسندهیک ماه از اون اتفاقا...

« دانش آموز شیطون من » « پارت اول »کوک با آلارم ساعت بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط