{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوازدهم

پارت دوازدهم
قسمتی از تاریکی
.........ـ
به هر چهار نفر نگاه کرد و با جدیت گفت
ایسامو:هر چه زودتر این برنامه مسخره رو تموم میکنین ـ
برام مهم نیست چه بشه فقط اون دوتا رو برام بیارید
کاترین :وای وای من نه من نهههه من میترسممممممم 😭
ناٱکو محکم کوبید پس کله کاترین و عربده کشید
ناٱکو:کی از تو چیزی خواست تمههههههه خفه بمیر ببینم ایسامو ساما چی میگههههه*خشم و داد فراوان
لیلیا:شما دوتا ..... کافیه*با لحن آروم ولی فقط اون سه تا تهدید داخل این آرامش رو می‌شنون(ایسامو رو نادیده میگیرم چون اون که از زیردستش حساب نمیبره)
ناٱکو:داری به من دستور میدی؟بگیرم همینجا .....
ایسامو:ناٱکو ـ
ناٱکو:هااااییی ایسامو ساما*با لحن محکم(چشم ارباب ایسامو)
ایسامو:هر جور و از هر روش اون دوتا رو برام بیارید ـ
مهم نیست دست به چه کاری میزنیدـ
کاترین: میخوای مـ...
ناٱکو:نه *جدی
کاترین:هنوز نمیدونی میخوام چی بگم ـ
ناٱکو:اگه بخوای آواز بخونی ما هم منجمد میشیم احمق ـ
کاترین :درسته...
لیلیا:نظرتونه من به عنوان پیک موتوری وارد عمارت بشم بعد بیهوش کنمشون؟
کاترین:چجوری میخوای بکنیشون ؟بعدشم چرا بیهوش؟نمیسه همون‌جوری بکنیشون؟
ناٱکو:باکااااااااا تمهههه منظورش اینه که بیهوششون کنهههه*داره از عصبانیت میترکه
کاترین :ولی گفـ...
لیلیا:خاک تو سر اونی که به تو ژاپنی یاد داد احمق*لحنش خیلی آروم و نرمه
کاترین:مگه چشه؟
ناٱکو:چشه؟چشههههه؟ببین چی رو چی معنی کردییییی*عصبی و داد
کاترین:د آخه....
لیلیا:مگه...
ناآکو: اصلا...
حرف هر سشون قطع شد با....
ایسامو:نه*جدی و محکم
کاترین،لیلیا،ناٱکو:هاااا؟چی نه؟
ایسامو:نمیشه تاماکی*حسابی جدی و با خشم
تاماکی:من که هنوز حرفی نزدم*آرومو بی خیال
ایسامو:لازم نیست شماها چیزی رو بگید تا من بشنوم همینجوری هم می‌شنوم


اون سه تا که کف کرده بودن
تاماکی:مگه نگفتی از هر روشی؟
ایسامو :این یکی نه*گستاخ
تاماکی هم ناراضی از اینکه ایسامو اجازه نمی داد نقشش رو عملی کنه داشت براش قیافه می‌گرفت
ایسامو :لیلیا
لیلیا:بله(ببینید دوستان لحن لیلیا به آروم بی خیاله و این لحن عادیشه یعنی بدونید همیشه نمیتونم بنویسم آروم و بی خیال هر وقت لحنش تغییر کرد اون موقع می‌نویسم مثلاً داد)
ایسامو:خودت چند نفر رو بردار و مثل همیشه تمومش کن
خودت همه چیز رو حفظی
می‌دونی که اونارو زنـ...

لیلیا:میدونم ـ
زنده میخایشون تا خودت تکه تکه شون کنی ـ

کاترین:وییییی بدنم مور مور شدددد
تاماکی:من پیازمممممم*دلخور
ایسامو :نه ـ
به پیاز توهین نشه لطفاً*با لحن شوخی
تاماکی:خاک تو سرت با این رفیقات تاماکیییی
همشون خل مغزنننن*اونم با لحن شوخی
کاترین:ما بریم*آروم
اشاره به در*
اون سه تا خارج میشن و اونا رو تنها میزارن ایسامو و تاماکی انقد میگن و می‌خندن که بعد نیم ساعت تازه میفهمن اون سه تا نیستن

..........ـ
پایان پارت
توضیحی ندارم🦦
حمایت؟
دیدگاه ها (۲)

🤣🤣

چقد منم ـ

پارت یازدهم قسمتی از تاریکی ...........ـمکان فعلی:آسمون خراش...

پارت دهم قسمتی از تاریکی ...............ـمکان فعلی:خونه دازا...

پارت بیست و چهارم گوشه ای از تاریکی ........ـمکان فعلی: اتاق...

پارت بیست و سوم گوشه ای از تاریکی ............ـمکان فعلی: ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط