{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا حالا شده دنبال سلام گمشده‌ای باشی‌

تا حالا شده دنبال سلام گمشده‌ای باشی‌
که توش کلی‌ خاطرست و مهربونی
یه سلامی‌ که هیچ سلامی‌ جاشو نمی‌‌گیره و
هیچ وقت از یادت نمی‌‌ره‌
شده تو تنهاییت
پشت یه پنجره
غروب تلخو نفس بکشی و دلتنگیاتو بشماری
تا حالا شده قد چند تا کلمه حوصله هیچکسو نداشته باشی‌
شده بغضتو حبس کنی‌ و
تنهاییتو سنگین تر کنی‌
اما نذاری کسی‌ بفهمه خیالت تا کجاها سفر می‌کنه
کسی‌ چه میدونه
تو به سلامی‌ فکر می‌‌کنی‌
که دیگه هیچ وقت نمی‌‌شنوی
دیدگاه ها (۱)

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

وقتی ازش حرف میزنیم...امیر قطر میگه:هیس!🤫 واسه امنیتمون مجبو...

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هشتم: آزادیِ مشروط و غافلگیری ...

جادویی به نام عشق

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۶: شامی که آروم نبودسوآ چند دقیقه بعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط