بنفش من
Part17
روای تهیونگ
_هرکاری کردم خوابم نبرد به سقف خیره بودم که یه تکست اومد برام...
÷تهیونگ بع عمارت حمله شده کمک
_سریع اسلحمو برداشتم و رفتم عمارت تو یه دیقه رسیدم عمارت ولی همه جا تاریک بود....
روای ات
رفتم و پذیرایی و پشت مبل قایم شدم تا تهیونگ بیاد و بلههه اومد منم قایم شدم و از پشت کمرم محاصرش کردم...
نمیتونی فرار کنی
اسلحه رو گرفت سمتم... اب دهنمو قورت دادم
_ات خوبی؟
+اگه تو منو پس نزنی اره
_ات.. مگه حمله نکرده بودن؟
+محکم پریدم و پای، تهیونگ رو بغل کردم
دروغ گفتم تا بیای
_ات بچه بازیا چیه
+نمیزارم بری... مث چسب چسبیدم بهش
_ات ولم کن..... اتتتتت(داد)
+یهو داد زد که گریم در اومد
_ات.... ببخشید.. معذرت میخام بغلش، کردم و صورتش رو با دستم قاب کردم منو ببخش سرت داد زدم
+تهیونگ نرو
_مجبورم ات
+برام مهم نیس بمیرم یا هرچی من کنار تو حالم خوبه من... دوست دارم
شرط از 15 به بالا لایک و کامنت
#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
ممنون از حمایتتون🤍🍓
دیدگاه ها (۲۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.