{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنفش من

بنفش من
Part15
+با حرفی که زد قلبم هزار تیکه شد... من فقط فکز کنم عاشقت شدم تهیونگ.... چرا اینکارو باهام میکنی

روای تهیونگ
_وقتی اون حرف رو زدم مطمعن شدم ات خیلی قلبش میشکنه ولی چاره ای نداشتم اگه ازم متنفر بشه تنها راهیه که زنده میمونه من یه نفرین شده ام

روای ات
+از اتاق اومدم بیرون ساعت 2 شب بود رفتم یه لیوان اب خوردم و روی مبل تپ پذیرایی لش کردم خودمو که صدای قدم یکی رو شنیدم سرمو چرخ دادم که جیمین جلوم ظاهر شد
جیغغ
÷چته دختر
+مگه نگفتم وقتی میای خبر بده
÷فکر کردم مردی چجوری سه روز غذا نخوردی؟
+در واقع کلی غذا خوردم فقط یه نمایش بود که شاید تهیونگ بیاد دیدنم
÷ولی اون ازت متنفره
+اون دروغ میگه میدونم... میشه بگی چه اتفافی براش افتاده؟
÷منظورت چیه؟
+هرکی اینو ندونه من خوب میدم یه اتفاقی قبلا براش افتاده ولی اون چی بود
جیمین خواهش میکنم بهم بگو
÷....

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۲)

بنفش من Part16 ÷خب راستش وقتی تهیونگ بچه بود مامان باباش میر...

بنفش من Part17روای تهیونگ _هرکاری کردم خوابم نبرد به سقف خیر...

بنفش من Part 14 +شرط داره ÷اونوقت چه شرطی؟+باید تهیونگ رو بب...

اسلاید دوم لباس لانا برای بیرون اسلاید سوم لباس لانا برای عر...

شب تولدم پارت 42فصل دوم پارت 13و با یه تیر تو مغزش تموم کردم...

My little princess Part...11همه با خوشحالی نگامون میکردن ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط