{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
حالا که دورِ اوست
نه می‌بیند، نه می‌شنود
ولی
یک روز
با یک شعر
نفسش را بند می آورم!
دیدگاه ها (۱)

.درد من نیست، که این درد پریشانی هاستاین جنون عادت هر روزه ی...

.دارم به بی مجالی خود فکر میکنمبا ذهن پیرسالی خود فکر میکنمه...

تو از آن دگری .. رو ..مرا یاد تو بس

.راه زیاد است، مهم نیست ! گاهی در این برهوت سرگردان می شوم، ...

سیاسی اجتماعی

روز سوم شد و یک دخترنفسش در خرابه بند آمد..سوم محرم الحرامبه...

ادامه دادم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط