{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
حالا که دورِ اوست
نه می‌بیند، نه می‌شنود
ولی
یک روز
با یک شعر
نفسش را بند می آورم!
دیدگاه ها (۱)

.درد من نیست، که این درد پریشانی هاستاین جنون عادت هر روزه ی...

.دارم به بی مجالی خود فکر میکنمبا ذهن پیرسالی خود فکر میکنمه...

تو از آن دگری .. رو ..مرا یاد تو بس

.راه زیاد است، مهم نیست ! گاهی در این برهوت سرگردان می شوم، ...

شنیدن دوستت دارم برای یک زندرست مثل اکسیژنهشاید وقت شنیدنش ه...

‍سخنرانی کوتاهدر روايت آمده امام زمان صلوات الله عليه كه ظهو...

(خدمتکار پیر دستش را محکم گرفت روی دهان کلارا. دخترک نفسش بن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط