{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی ، دل تنهایم ، آکنده شد از غم ها ...... گفتند که می آ

رفتی ، دل تنهایم ، آکنده شد از غم ها ...... گفتند که می آیی ، کی می رسد آن فردا . یک عمر سفر کردم ، عشقت برود از سر ، در عالم هجران نیز عشق تو افزون تر / دنبال رهی بودم کز عشق بپرهیزم ، غافل که تو در جانی ، از عشق لبریزم
دیدگاه ها (۳)

سالها منتظر حرف حسابش بودم ، بی سبب تشنه یک جمله نا بش بودم ...

اشکی که بی صداست ، پشتی که بی پناست ، دستی که بسته است ، پ...

و شعر عبارتست از مقدار زیادی ، شادی ، رنج و سرشکستگی .....ب...

نسیمی دلگشا ......... بیا آینیه روشن باش . به دور از غم و ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسال هاست که از د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط