{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 10

🖤𝓜𝔂 𝓭𝓪𝓻𝓴 𝓼𝓲𝓭𝓮🖤
بلافاصله رفت تا یه درس درست حسابی به اون دختر کله شق بده. وقتی رسید دم در اتاق آرونا داشت بیرون میومد
-تو اخراجی یک عالمه از قوانین رو نقض کردی و به من دروغ گفتی
-جئون جونگ‌کوک‌ حواست باشه منم ازت آتو های بزرگی دارم کافیه اونی که راجب خودمه رو به کسی که پشت این در داره استراحت می کنه بگم تا زندگیت نابود بشه گندی هم هست که خودت زدی تازه حقت بود همون سه سال پیش همه چی رو می زاشتم کف دست مادر و پدرت همین که تا حالا چیزی نگفتم لطف بزرگی بوده چون با اون کاری که تو باهام کردی زندگیم رو با خاک یکسان کردی و من سه سال تمام تلاش کردم تا از اون نقطه به اینجا برسم محاله بزارم به خاطر همچین چیزی همه شو به باد بدی الانم برو تو مادرت کارت داره
-تو حق نداری منو تهدید کنی!
-یادت نره منم مثل خودت یه جئونم هر طور شده به چیزی که می خوام می رسم
و با لبخندی که بدجوری روی مخ جونگ‌کوک بود از اونجا رفت نفس عمیقی کشید و به اجبار وارد اتاق شد تا چندین ساعت به غر های بی پایان مادرش گوش بده
از آسانسور بیرون اومد که با جیمین اخمو روبه‌رو شد. به خاطر اون غرور لعنتی ای که داشت نمی تونست معذرت خواهی کنه اما نمی شد تا ابد وضعیت همین جوری بمونه پس باید تظاهر می کرد اتفاقی نیفتاده
-با این قیافه در هم کجا میری؟
-به‌ تو ربطی نداره ضمنا لطفا دیگه با من حرف نزن
-هی جیمین صبر کن می خوام باهات حرف بزنم
-فکر نکنم حرفی بین مون مونده باشه
خواست وارد آسانسور بشه که آستینش مانع شد نگاهی انداخت و دستی روشن با انگشتان کشیده و ناخن های بلند مشکی دید قطعا اون دست متعلق به آرونا بود
-قبول دارم خیلی باهات بد برخورد کردم اون لحظه اعصابم بهم ریخته بود آره میدونم نباید سر تو خالی می کردم اینم در نظر داشته باش الان دارم اون هفته ای که هر ماه برام عذابه رو می گذرانم پس بخشیش دست خودم نبود در هر صورت اشتباهم رو می‌پذیرم
می دونست که غرور دختر مانع گفتن کلمه ببخشید شده الان عملا داشت به طور غیر مستقیم ازش معذرت خواهی می‌کرد ولی جیمین هم باید تلافی می‌کرد نه؟
-نشنیدم بگی ببخشید!
-هی بیخیال
-نچ هر وقت گفتی اون وقت منم از گناهت می گذرم تا اون موقع خدانگهدار
-خیلی پرویی پارک جیمین!!...ب..بخشید
-چییی نشنیدم
-چرا شنیدی مگه تو خواب ببینی دوباره بگم،حالا بگو ببینم تو به یونگی اعتراف کردی؟!
لبخندی زد و در حالی که دختر رو می کشید تا همراه خودش ببرتش گفت
-بیا بریم استخر عمارت تا بهت بگم
-من نمی تونم بیام تو آب!
-میدونم همه اونجان منم می‌خوام برم شنا لازم نیست تو بیای شنا می تونی یه گوشه بشینی
بلاخره پس از تلاش های فراوان تونست آرونا رو وارد آسانسور کنه و دکمه 2- رو بزنه
-خب اول اون بهم اعتراف کرد
-که اینطور پس تو هم الان جزو اموال اون عوضی حساب میشی
-یاااا خانم لی درباره دوست پسر من درست صحبت کن فهمیدی؟!!عوضی هم‌ خودتی
وارد رکن شدن و بعد از اینکه جیمین لباس هاشو با مایوی زردش عوض کرد وارد فضای استخر شدن
-شبیه یه جوجه عضله ای شدی
-اگه من جوجم‌ پس تو چیی؟
-من..شاید یه گربه خوشگل که می‌خوام گولت بزنم تا نری توی آب خوش بگذرونی!
-هه به همین خیال باش،بای بای
و شیرجه زد توی استخر با این کارش یکم آب ریخت روی آرونا تا خواست سر جیمین که حالا داشت شما کنان می خندید داد بزنه شخصی از پشت حولش داد توی استخر و چون حالش از آب بهم می خورد هیچ وقت حاضر نشد شنا یاد بگیره و تنها چیزی که قبل از فرو رفتن توی آب از دهانش خارج شد جیمین بود...

بالاخره تونسته بود از دست نصیحت های مادرش راحت بشه و بره اتاق کارش تا با کیم راجب روش شون صحبت کنه. بعد از اینکه جرعه ای از قهوه تلخش نوشید رو به تهیونگی که روی مبل چرم براق مشکی مقابلش پا رو پا انداخته بود و آیس آمریکانو می خورد گفت
-این باند جدیدی که بهمون حمله کرده کاملا روش متفاوتی رو برای حمله استفاده می کنه طبق گزارش نیروهام که توی درگیری بندر بوسان بودن اونا اول از گاز اشک‌آور استفاده کردن و بعد با تفنگ هایی که اسید پرتاب می کرده و مسلسل (یه نوع تفنگ)اونا رو به درگبار بستن
-بعد تو‌ چطوری فکر کردی کار منه؟!خودت که روشم رو میدونی من هیچ وقت به تفنگ های عزیزم خیانت نمی کنم همون طور که تو حاضر نیستی او چاقو های مسخره رو کنار بزاری و اما چیزی که به من گزارش شده همین هاست فقط به جای مسلسل از پرتاب چاقو استفاده کردن
-شاید این دشمن جدید می خواد ما به جون همدیگه بیوفتیم باید...
صدای در باعث شد جملش رو تکمیل کنه و به شخص پشت در اجازه ورود بده
-قربان یه نفر که شنا بلد نبود توی استخر افتاد و فکر کنم تا الان کرده باشه
-من هیچ کسی که شما بلد نباشه رو توی باند راه ندادم جز آزمون ها بود چطور ممکنه؟
-اممم خب نمی‌دونم خودتون تشریف بیارید ببینید!

پایان پارت دهم✨
دیدگاه ها (۱۱)

Part 11

Part 12

Part 9

سلام سلام

...

my uncle (part 53)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط