{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امــروز

امــروز
یادمــ افتــاد
دفتــر خاطراتـــے که خیلـــے وقتــ استــ
چیزــےدر آن ننوشته امــ
بــا خودمــ میگویمــ :
" فکرشــ را بکن یک روز میمیرــے او میمانــدو ایـن دفتــر "
دلمــ میســوزد براے تــو
که میشکنــے روزــےکه مـن نیستمــ
تــو ایـن دفتــر را میخوانــے
خــرد میشوے
وقتــے میفهمــے
چقــدر دوستتــ دارم
nafas
دیدگاه ها (۳۷)

Soha

Soha

خـــــــــــــــــــــــــــدایاجـــــواب اشـــــــکهــاےچشـ...

الهـــــی آمیــــــــــن

نشان سوخته.

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

رمان :قرارداد سرنوشت

My lovely neighbor part : ۷۰

KIM V

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

پارت ۲ ویو ا.ت اول اشکام رو پاک کردم و بعدش وارد خونه شدم و ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

حقیقت پنهان پارت ۶ ویو ادمین :وقتی خانواده اعضا رفتند بورام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط