{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ی من

فرشته ی من


ویو رزی
که یهو اون یاروعه رفت سمت رئیسش یه چیزی در گوشش گفت که این طرف جیمین دوباره داشت نفس نفس میزد انگار داره برمیگرده به خود قبلیش یهو افتاد زمین بعد نفس نفس نمیزد رفتم سمت
رزی:خوبی؟...ف..فک کنم داری برمیگردی به خود قبلیت
جیمین:آره آره خوبم تموم شد اخیش اون قیافه ی ت.خ.م.ی چی بود
رزی:عه بی تر بیت
رومو کردم اون طرف اون غوله با رئیسش رو دیدم داشت میومد سمتم
غوله:قربان این پسره نمیزاره(اشاره کرد به جیمین که تکیه داده بود یه دیوار روی زمین نشسته بود )
اقاهه:چه دختر خوشگلی....نظرت چیه یه شبو بهم سرویس بدی پولشم بهت میدم
رزی:دهن کثیفت رو ببند...من مثل هرزه های دورت نیستن
یهو دستمو گرفت کشید سمت خودش
رزی:ولم کننن...نکنننن
یهو جیمین پاشد یه مشت خوابوند تو صورتش منم سریع رفتم پشتش
اقاهه:به چه جراتی منو زدیییییی(داد)
جیمین:با همون جرئت که تو به اموال من دست زدی تو ممکنه منو نشناسی ولی من خوب ترو میشناسم حتی تمام حرکاتت رو از بَرَم
اقاهه:هه...پس چرا میترسی ماسک زدی معلومه داری زد میزنی( ببند مرتیکه ی .....استغفرلا )
جیمین ماسکش رو در اوارد اون مرده چند ثانیه با تعجب به جیمین زل زده بود
جیمین:جرئت پیدا کردی از زندان فرار میکنی؟؟هوم میدونی که الان ممکنه پلیسا که برای تو و این یارای....هوففف کلا براتون ترسناک هستن ممکنه بیان جفتمون رو بگیرن البته که من میتونم فرار کنم چون نصف حرکات منم بلد نیستن ولی تو چی؟؟
پس به نفعته بزنی به‌چاک....باید یه کاری برام انجام بدی...اگه انجام ندی میدونی نه میتونم با یه زنگ کلی آدم بیارم اینجا و بگیرمت ولی اگه انجام بدی میتونی بری دوباره با اون باند مافیایی کوچولوت برسی
اقاهه:چ...چی...چیکار کنم...
جیمین:افرین بچه خوب...(عکس طلعت رو از جیبش در اوارد و نشونش داد)این تيمارستان....برو برام بیارش
اقاهه:چ...چشم...بریم(روبه افرادش)


ویو رزی
ااااا چه خفن بود جیمین
رزی:اااا...دمت گرم ...بدبخت بدجور ترسید
این روی ترسناکت رو ندیده بودم الحق که آدم خودمی
جیمین:هن؟آدم توام؟تو فرشته محافظ منی نه من آدم تو
رزی:خب حالا ....این یارو هم که رفت دنبال طلعت پس پا بریم خونه تا بیارش
یهو یه صدای گریه اومد که انگار صدای یه بچه بود نگا اینور اونور کردم کسی نبود کلی وقتی برگشتم عقب دیدم‌.....ادامه دارد
دیدگاه ها (۱)

BTS Reaction | جرئت حقیقت وقتی جرئت می‌کنی بهشون بگی «اگه جر...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P5کلید رو تو در ا...

My professorChapter: 2Part: 106(بچها پارت ۱۰۶ گزارش شده بودم...

part:29وات از ماشین پیاده شد در سمت تهیونگ رو باز کرد ات:(رو...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁶ویو میکا_____جیمین گوش...

پارت ۸: جنگِ جهانیِ خوابگاه!هنوز چمدونم رو زمین نذاشته بودم ...

خنده ی ممنوعه.

خیلی وقت‌ها چیزی که جلوی رشد ما رو می‌گیره، سختیِ مسیر نیست؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط