کاش سرنوشت
کاش سرنوشت
قصه ی زندگی ام را
از سر می نوشت
آن وقت
برای با تو بودن
هرگز دیر نبود
و شانه هایم
از هق هق دوری ات
نمی لرزید
گل های بالشتم
هر صبح غنچه نمی زد
و پرنده های پشت پنجره
از آوازهای غمگینم
نمی مُردند
و چقدر وقت داشتم
برای دوست داشتن تو ........ پی نوشت:در من کوچه ای است که با تو در آن نگشته ام،سفریست که با تو هنوز نرفته ام،روزها و شب هاییست که با تو به سر نکرده ام،عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام...
قصه ی زندگی ام را
از سر می نوشت
آن وقت
برای با تو بودن
هرگز دیر نبود
و شانه هایم
از هق هق دوری ات
نمی لرزید
گل های بالشتم
هر صبح غنچه نمی زد
و پرنده های پشت پنجره
از آوازهای غمگینم
نمی مُردند
و چقدر وقت داشتم
برای دوست داشتن تو ........ پی نوشت:در من کوچه ای است که با تو در آن نگشته ام،سفریست که با تو هنوز نرفته ام،روزها و شب هاییست که با تو به سر نکرده ام،عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام...
- ۲.۲k
- ۰۹ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط