{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....

....

دوباره ساعت صفر و غزل غزل باران
شروع نم زده ی جاده های بی پایان

دوباره وصل و فراق و قرار عاشقی و
تمام خاطره هایی که میشود اکران...

مسیر گردش ساعت ،عبور ثانیه ها
دوباره عمر گرانی که میرود آسان...

دوباره برزخ تردید ، دوباره جبر و فراق..
و مانده خیره نگاهی ، بگوشه ی ایوان

دوباره راه گلو را چه بی سبب بسته
غمی که چاره ندارد به عالم امکان !

برای حافظ شیراز حکایتی دارم ..
رواق منظر چشمم ،زگریه شد ویران

میان دست نجیبت بیا و حبسم کن
در این بهشت خیالی چه بهتر از زندان

قرار عاشقیم را همیشه این ساعت
به کوک یاد تو آرم، تو ای به از انسان....
دیدگاه ها (۳)

ﺷﻌﺮﯼ ﮐﻪ ﺟﻮﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﻟﻢ ﺍﯾﻨﺒﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎﻝﺗﻮﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺩﻟﯽ ﺗﺒﺪﺍﺭ ...

می‌خواهم و می‌خواستمت تا نفسم بودمی‌سوختم از حسرت و عشقِ تو ...

. اینکه دلتنگ تو ام.. اقرار میخواهـــد مگر؟ اینکه از تو دلخو...

‌ عاشقت هستم تا در بدنم جان دارمو کنار تو مگر نقطه ی پایان د...

00:00 دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی جاده های ...

00:00 دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی جاده های ...

دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی جاده های بی پای...

صفر عاشقی 00:00 ❤ دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم ...

..دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی جاده های بی پ...

00:00دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی جاده های ب...

00:00 دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی جاده های ...

دوباره ساعت و غزل غزل بارانشروع نم زده ی صفر جاده های بی پای...

❣ ❣ :❣ ❣ دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده یجاده ها...

❤ ️❤ ️ ❤ ️❤ ️دوباره ساعت صفر و غزل غزل بارانشروع نم زده ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط