{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب است و من قلم به دست در غم نبودنت فقط مینویسم! تنها دلی

شب است و من قلم به دست در غم نبودنت فقط مینویسم! تنها دلیل دلتنگی های من، کاش لبهای زهر آگین مرگ بر لبهایت مهر خاموشی نمیزد، کاش رفتن از روی خیانت بود! بی انصاف نبودنت کاخ آمالم را لرزاند و رعشه بر ستون تنم انداخت! سخت است تفس کشیدن در هوایی ک نفس های تو نیست ، سخت است قدم زدن در باغ خاطره وقتی ک دیگر شاهد قدم زدن های تو نیست! سخت است ک دیگر چهره ی نمک دارت را نمی بینم! سخت است که دیگر بوسه از لبانت نمیچینم، سخت است این همه رنج را تنهایی به دوش کشیدن، سخت است همه را دیدن و تورا ندیدن...
دیدگاه ها (۱)

تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق ...که نامی خوش تر از اینت ند...

صبح است ...یاس را باید کاشتتوی گلدان ظریفی که پر از عطر خداس...

زندگی تصویریست!قلم و کاغذ و رنگش از توست.قلمت را بردار!و به ...

گاهی به خدا نفس کشیدن سخت استیعنی نفسی تو را ندیدن سخت استبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط