{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب است و من قلم به دست در غم نبودنت فقط مینویسم! تنها دلی

شب است و من قلم به دست در غم نبودنت فقط مینویسم! تنها دلیل دلتنگی های من، کاش لبهای زهر آگین مرگ بر لبهایت مهر خاموشی نمیزد، کاش رفتن از روی خیانت بود! بی انصاف نبودنت کاخ آمالم را لرزاند و رعشه بر ستون تنم انداخت! سخت است تفس کشیدن در هوایی ک نفس های تو نیست ، سخت است قدم زدن در باغ خاطره وقتی ک دیگر شاهد قدم زدن های تو نیست! سخت است ک دیگر چهره ی نمک دارت را نمی بینم! سخت است که دیگر بوسه از لبانت نمیچینم، سخت است این همه رنج را تنهایی به دوش کشیدن، سخت است همه را دیدن و تورا ندیدن...
دیدگاه ها (۱)

۷۰ لایک و ۱۲۰ کام و ۲۰ نشرpart : 5@ معذرت میخوام ، باید برای...

شب است و من قلم به دست در غم نبودنت فقط مینویسم! امشب با تو ...

وانشات جیمین پ ۲

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

𝗠𝘆 𝗷𝗲𝗮𝗹𝗼𝘂𝘀 𝗯𝗼𝘆¹

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم ؟ میخواستم بپرسم چقد باید بگذره...

#پارت_شصت‌و_‌نهمبعد از چند دقیقه هردو اومدن و مقابلمون نشستن...

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرممیخواستم بپرسمچقدر باید بگذرهتا م...

part⁷⁹با ترس از خواب بیدار شدم؛ نفس نفس زنان به اطراف نگاه ک...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط