{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلوت که می کنیم،

خلوت که می کنیم،

من و خیالت را می گویم،

برایش از روزانه هایم می گویم، او برایم از آمدنت.

من برایش از آرزوهایم می گویم، او برایم از آمدنت.

می خندم به اینهمه یکدندگی، می خندد به آشفتگی هایم.

هر شب کارمان همین شده؛

خیالت عجیب در این حوالی هوایت را دارد!
دیدگاه ها (۱)

ﺑﺎﺭﺍﻥﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺑﺎﺭﯾﺪﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ...ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﮐﻤﯽﺑﺮﺍﯼ ﻗ...

خـوابَم نِمے بَــرَدبِه هَمـه چیز فِکر کَـرده اَمبیشتَر بِه ...

طبیعت

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط