پارت
𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾
پارت ۱۸
وارد مغازه کت و شلوار شدیم و کوک رفت پرو کنه..خداوکیلی هرچی میپوشید بهش میومد و من واقعا از دهم حرف مخالفت نمیتونست بیرون بیاد..
+نظرت چیه لیدی جئون؟
_جئون؟! من هنوز خانوم کیم هستم درست صحبت کن
+چشم.
بعد یه کت و شلوار مشکی دیدم خیلی قشنگ بود
_کوک! اونو اونو برو بپوش!
+کدوم؟
_اونننن!
+آها باشه*لبخند*
رفت و کت و شلوار رو پوشید..اصن دهنم باز مونده بود پسر اینقدر جذاب آخههه😫..
+خوبه؟
_پرفکت!
+آقا اینو برای من بردار
●چشم آقای جئون..
بعد از روی مبل اونجا پاشدم د رفتم کنار کوک وایسادم
_اینجا همه ترو میشناسن؟
+اره، جز کارکنان شرکتمن
_وااااو
بعد دست از کمرم گرفت و منو به خودش نزدیک کرد و بعد راه افتادیم تا کن و شلوار روبگیریم..بعد از گرفتن کت و شلوار و لباس عروسرفتیم به سمت خونه
"ویو داخل ساختمان پینت هاوس واحد کوک"
کارت رو گذاشتم جلو در و در باز شد..یه بویی پیچیده بود توی خونه..خیلیییی بوی خوبی بود..یواشکی رفتم توی آشپزخونه و مامان کوک ذو از پشت بغل کردم
_سوپرایزززز
٪واییی ترسیدم دختر..ترو خدا این کارو با من نکن!
_چیکار کردی مادر جونم بوی غذات کل خونه رو گرفته!
٪مهمون داریم!
_کیه؟
٪کوکککک
+بلههه مامانننن
٪اون رفیقات زنگ زدن گفتن میخوان بیان!
+کی؟ آهاااا هیونگام مرسی گفتیییی
بدو بدو رفتم توی حال و نشستم سر پای کوک اما به حالتی کا روبه روش باشم
_هیونگات کین؟
+شیطون شدی کوچولو!
_براچی؟
+خیلی دلم و جرئت داری که اومدی رو وام نشستی!
صورتشو گرفتم و گفتم
_شوهر خودمی دوست دارممم
🧠وایی سوهییی!! باز گند زدی!
🫀مغز! سوهی که قرار نیست بمیره ولکن بابا
اونم صورتشو آورد جلو که ببوستم که سرمو بردم اونور
_نه نه نه! الان نمیشه!
+چرااا؟؟
_چون مهمون داریم!
+اَهههه..
و بعد صدای زنگ در اومد
_من باز میکنمممم!
رفتم و درو باز کردم..نگاهم افتاد بهشون دهنم باز موند!
شیش تا پسر یه دفعه ریختن توی خونه
_س.،سلام
■سلام ببخشید شما؟*نامی*
_من.. من
♤دوست دختر کوکی؟*هوپی*
_نه .. نه
×لیدی کیم؟ چه خبرااا
_تهیونگ تویی!
×نه پس جیمینم!
◇با من چیکار داری ابله!
_عههه جیمین!
◇عه وا سلام سوهی!
_سلام بفرمایید تو..
بعد اومدن تو و نشستن سر کاناپه
+خب هیونگا این زنمه!
○کوککک! واقعاا؟. چرا به ما نگفتییی
+وقت نشد خب!
_نمیخواد خودتونو معرفی کنید؟
■خب من نامجونم
♡منم جین هستم!
○شوگا
♤آیم جی..هوپپپپ
◇جیمینم خودت میشناسی
×تهیونگم!
_خب خوشبختم!
همه:همچنین!
بعد رفتم توی اتاق که لباس عوض کنم که...
جای حساس تموم کردم🙄
فحش آزاده😂
پارت ۱۸
وارد مغازه کت و شلوار شدیم و کوک رفت پرو کنه..خداوکیلی هرچی میپوشید بهش میومد و من واقعا از دهم حرف مخالفت نمیتونست بیرون بیاد..
+نظرت چیه لیدی جئون؟
_جئون؟! من هنوز خانوم کیم هستم درست صحبت کن
+چشم.
بعد یه کت و شلوار مشکی دیدم خیلی قشنگ بود
_کوک! اونو اونو برو بپوش!
+کدوم؟
_اونننن!
+آها باشه*لبخند*
رفت و کت و شلوار رو پوشید..اصن دهنم باز مونده بود پسر اینقدر جذاب آخههه😫..
+خوبه؟
_پرفکت!
+آقا اینو برای من بردار
●چشم آقای جئون..
بعد از روی مبل اونجا پاشدم د رفتم کنار کوک وایسادم
_اینجا همه ترو میشناسن؟
+اره، جز کارکنان شرکتمن
_وااااو
بعد دست از کمرم گرفت و منو به خودش نزدیک کرد و بعد راه افتادیم تا کن و شلوار روبگیریم..بعد از گرفتن کت و شلوار و لباس عروسرفتیم به سمت خونه
"ویو داخل ساختمان پینت هاوس واحد کوک"
کارت رو گذاشتم جلو در و در باز شد..یه بویی پیچیده بود توی خونه..خیلیییی بوی خوبی بود..یواشکی رفتم توی آشپزخونه و مامان کوک ذو از پشت بغل کردم
_سوپرایزززز
٪واییی ترسیدم دختر..ترو خدا این کارو با من نکن!
_چیکار کردی مادر جونم بوی غذات کل خونه رو گرفته!
٪مهمون داریم!
_کیه؟
٪کوکککک
+بلههه مامانننن
٪اون رفیقات زنگ زدن گفتن میخوان بیان!
+کی؟ آهاااا هیونگام مرسی گفتیییی
بدو بدو رفتم توی حال و نشستم سر پای کوک اما به حالتی کا روبه روش باشم
_هیونگات کین؟
+شیطون شدی کوچولو!
_براچی؟
+خیلی دلم و جرئت داری که اومدی رو وام نشستی!
صورتشو گرفتم و گفتم
_شوهر خودمی دوست دارممم
🧠وایی سوهییی!! باز گند زدی!
🫀مغز! سوهی که قرار نیست بمیره ولکن بابا
اونم صورتشو آورد جلو که ببوستم که سرمو بردم اونور
_نه نه نه! الان نمیشه!
+چرااا؟؟
_چون مهمون داریم!
+اَهههه..
و بعد صدای زنگ در اومد
_من باز میکنمممم!
رفتم و درو باز کردم..نگاهم افتاد بهشون دهنم باز موند!
شیش تا پسر یه دفعه ریختن توی خونه
_س.،سلام
■سلام ببخشید شما؟*نامی*
_من.. من
♤دوست دختر کوکی؟*هوپی*
_نه .. نه
×لیدی کیم؟ چه خبرااا
_تهیونگ تویی!
×نه پس جیمینم!
◇با من چیکار داری ابله!
_عههه جیمین!
◇عه وا سلام سوهی!
_سلام بفرمایید تو..
بعد اومدن تو و نشستن سر کاناپه
+خب هیونگا این زنمه!
○کوککک! واقعاا؟. چرا به ما نگفتییی
+وقت نشد خب!
_نمیخواد خودتونو معرفی کنید؟
■خب من نامجونم
♡منم جین هستم!
○شوگا
♤آیم جی..هوپپپپ
◇جیمینم خودت میشناسی
×تهیونگم!
_خب خوشبختم!
همه:همچنین!
بعد رفتم توی اتاق که لباس عوض کنم که...
جای حساس تموم کردم🙄
فحش آزاده😂
- ۴.۰k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط