{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای الارم

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕻𝖆𝖗𝖙 5

'صدای الارم'

چشمای عسلیش و باز کرد و تلاش کرد در برابر نور خورشید کور نشه.
آروم روی تخت نشست.
موهای خرماییش حالا شلخته بود و دورش ریخته بود.

بلند شد و سمت دستشویی رفت.
بعد جلوی آینه ایستاد و موهاش و شونه زد.
یه بالم لب زد و به لباساش نگاه کرد.
یه تاپ سفید با شورتک کوتاه خرسی.
با خودش گفت شاید اشکال نداشته باشه که اینطور بره بیرون چون پسرا بنظر دوستانه می اومدن.
از اتاقش بیرون اومد اما قبل از رسیدن به پله ها صدای جر و بحثی توجهش و جلب کرد.

"نه جونگ کوک تو حق نداری بهش نزدیک بشی!"
"اونوقت کی میخواد جلوم و بگیره، تو؟"

"عو.."

حرف تهیونگ با ورود خواهرش به سالن قطع شد.
نگاه ها به سمت دختر برگشت.
جِین که فقط ساکت مونده بود و با حالتی بی تفاوت منتظر بود تا اونا بگن راجب چی حرف میزنن.

"جِین."

صدای تهیونگ سکوت جمع و شکست.
جونگ کوک بلند شد و چند قدمی جِین ایستاد.
نگاهی تمسخر آمیز به سر تا پاش انداخت و از کنارش رد شد.

نگاه گیج جِین به دنبال جثه بزرگ جونگ کوک کشیده شد و بعد برگشت سمت داداشش.

"این چشه؟"

جیهوپ برای هواس پرتی از پشت کانتر آشپزخانه داد زد
"بیاید صبحونه"

'برش زمانی به بعد ناهار'
دیدگاه ها (۰)

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝔓𝔞𝔯𝔱 6بعد از ناهار خانه خلوت تر شده بود.تهیونگ جیهوپ ...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙4تنم بی دلیل یخ کرد.نگاهش عجیب بود، چیزی بین شوخ...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝕻𝖆𝖗𝖙 3نیم ساعت بعد از اون تماس، نور ماشین سفیدی تاریک...

#تاج_و_طوفانپارت ۴: ورود به قصرصبح آن روز سوآ روبروی قصر ایس...

تو اون دنیا می بینمت:) p20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط