{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم گرفته است

دلم گرفته است
به ایوان میروم و انگشتانم را
برپوست کشیده ی شب میکشم
چراغ های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد!!
دیدگاه ها (۲)

هرجا چراغی روشنهاز ترس تنها بودنهای ترس تنهایی مناینجا چراغی...

یه سلام گرم به خانواده بزرگ استقلالی های ویسگونپرچم بالاستفد...

وزارت ارشاد:سالار عقیلی مشکلی ندارد.فاطمه معتمدآریا هنرمندی ...

چه حکایت غریبیست . . .شاید زمونه عوض شده نمیدونم ! ! و شاید ...

درود به همگی، حالتون چطوره؟ ^v^✨خب متوجه نیستم که دقیقا چی م...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️باران از عصر شروع شده بود.تا ساعت نه شب، ت...

ادامهp57داخل ماشین...تهیونگ اروم سرش رو برگردوند و به جی‌یون...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرین پارت ۹:شیرینی یک شروع دوبار...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط