{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرین

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرین

پارت ۹:شیرینی یک شروع دوباره

شب بود و کافه تعطیل شده بود. چراغ های ریسه ای کوچک می درخشیدند. جونگ کوک آرام به سمت ا. ت رفت و دستش را دور کمر او حلقه کرد.«بابت همه چیز ممنونم» ا. ت چرخید و به چشمان مردی که از گرگ سئول به همسر مهربانش تبدیل شده بود، نگاه کرد. جونگ کوک صورتش را نزدیک تر آورد و درمیان عطر وانیل و قهوه، لب هایش را با عشق روی لب های ا. ت گذاشت. یک بوسه طولانی و شیرین که نوید بخش یک زندگی ابدی درکنار هم بود.

پایان
دیدگاه ها (۷)

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۶: شیرینی‌های کوچ...

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرینپارت ۸:پناهگاه شیرینیک سال ب...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

#سکـوت‌من_آهـنگ‌تو#Part_22···ا/ت پرسید : " کجا؟!! "کوک با خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط