{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در تنهایی من

در تنهایی من
کسی غریبه نیست
کسی هم آشنا نیست
من در یک بی وزنی عمیق گرفتارم
به مرگ دسترسی ندارم
به زندگی دلخوشی
از عشق خیری ندیدم
از نفرت حاصلی مشخص
نه ستاره ای در آسمان دارم
نه حتی کورسوی شمعی در خانه
نه فلسفه ای برای اندیشیدن یافته ام
نه حتی دیانتی برای گرویدن
نامی برای حال خود ندارم
حالی که با تو دارم و
بی تو دارم
نام مرا تو تعریف کن
دیدگاه ها (۱)

آدمی دیوانه چون من ،یار می خواهد چه کار!/ این سر بی عقل من د...

دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ما را عطشی دست داد نام تو ...

با شروع بازی خدا عشق افتتاح شدزیر گنبد کبودجز من و خداکسی نب...

گل کرده است نام کسی بین دفترمچندیست از طراوت نامش معطرمدارم ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

FORCED LOVEPart: 5───روزهای بعد، تبدیل شد به یک نمایش بی‌پای...

⁦(⁠*⁠_⁠*⁠)⁩⁦teodan and leyca⁩⁦(⁠*⁠_⁠*⁠)⁩*3*سیلا:خیلی عصبی شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط