{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت 5جوم

قسمت 5جوم


ببین ای دل، چقدر این قصر زیباست
گمانم خانه ی ساقی همین جاست
دلم تا دست بر دامان در زد
دو دستی سنگ شیون را به سر زد
امیدم مشت نومیدی به در کوفت
نگاهم قفل در، میخ قدر کوفت
دیدگاه ها (۱)

قسمت 4رومبگو اسب سپیدم را که دزدیدامیدم را، امیدم را که دزدی...

قسمت 3وماگر دیر آمدم مجروح بودماسیر قبض و بست روح بودمدر باغ...

قسمت 6شومچه درد است این که در فصل اقاقی؟به روی عاشقان در بست...

قسمت 7تومبیا باز امشب ای دل در بکوبیمبیا این بار محکم تر بکو...

سناریو ساسونارو 🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل د...

اوج نفرت را روی تختش تجربه کرد ، وقتی نور شدید خورشید از پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط