{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایـــטּ منـــم ..

ایـــטּ منـــم ..

دختــرے تنــــها

با قلـــــــــبے شڪــستـﮧ در دسـت

کـﮧ نیـــمـﮧ اش را دســت او گـــــــم ڪـرده اســت

به او بگویــید برگــردد

با او ڪــارے ندارم ...

فقط میــخواهم نیــمـﮧ ی دیـگر قلبــم را گـــداۓ ڪـُـنــَـ م !
دیدگاه ها (۳)

چگونه زمانی که این‌گونه دلبری می‌کنی، جان سالم به در ببرم؟چگ...

عاشقانه های شبنم

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

🖤 پناه من𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیت‌ها🖤 لاناسن: ۱۸ سالشغ...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

رمان جدید *🖤رمان: #عهد_مافیاژانر:مافیایی\ عاشقانه \ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط