{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part.24 .
-..جی یون بک شب که مست بودیم گفتی که جیهوپ داداشه ته کل وقتی بچه بودی گمش کردی اسمتو جانگ جی یونه..
راست بود وقتی بابامو با اون زنه دیدم با هو سوک(اسم جیهوپ جانگ هو سوکه) فرار کردیم اون سه سالش بود به یک خونه سپردمش گفتم فردا میام دنبالش اما فردا که رفتم اونا اسباب کشی کردن هو سوکم فرار کرده منم پیداش نکردم.
-..فک نکن همشو گفتی ..
+..جدی..
-..حتی اون زنه که دزدیدش..
+..وو......
-..گریه میکردی..
+..نگو گریم میگیره..
-..میتونی امشب همه چیو به هو سوک بگی ..
+..چییی..
-..خودتو آماده کن امشب با کل بی تی اس میایم..
بعد رفت تهیونگم اومد بیرون از خونه گفت..بایی زن داداش..خندم گرفت رفتم تو و شروع کردم به کار کردن سه جو گفت..چیکار می‌کنی.. +..امشب بی تی اس میان خونمون.. اونم شروع کرد به کمک کردنم که دل‌درد شد
+..اوو تهیونگ بلده چیکار کنه ها حتما خیلی محکم می‌زده..
گفت..خفه شو..
رفت تو دست شویی و با بیبی چک اومد بیرون گفت.. جی یون حامله شدم..
+..نگفتم بلده ..
دیدگاه ها (۰)

part.25.نمیدونم چرا ولی اول من به جونگ کوک زنگ زدم.+..سلام چ...

part.26.-..حالا دیدی چجوری ازت جداش کردم..جیهوپ رفت -..دیدی....

part.23.&اون داشت عشق می کرد از قیافم حسودی می‌بارید رو به ج...

part.22.جونگ کوک گفت .. چیکارت کردم خودت بودی که گفتی برم ....

part.15.(من گونا دالم لطفا یک لایک که بکنین)– ام ما ما ..+لا...

part.11.*من میترسیدم که جونگکوک دوباره شروع کنه ولی چارهای ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط