part
part.23.
&اون داشت عشق می کرد از قیافم حسودی میبارید رو به جی یون-.. پس کی فردا شب میشه خب منم می خوام دیگهههه ..
+..تو پسر خوبی باش ..
الان یک ساعت سده بود بیرون نیومدن بیرون پسرارو فرستادم بیرون درو باز کردم
تهیونگ لخت بود سه جو هم لخت بود ولی چون تهیونگ روش بود زیاد دیده نمی شد جی یون کشیدم بیرون
+..چرا میخواستی واستی هوللللل
اصن فردا شب بی فردا شب نمی خوامممم
_..نه گوه خوردم توعم داشتی تهیونگو میدیدیییی
+..چ .. چی نهه ....نه..
صدای تهیونگ اومد .. بسه تقصیر جفتتونه که درو باز کردین برین بیرون میخوایم لباس بپوشیم..
*رفتیم بیرون جونگ کوک تلفنش زنگ زد رفت حرف زد اومد
+..کی بود..
-..چیهوپ..
+..چی گفت ..
-.. گفت بریم شرکت ..
+.. مگه جمعه هم کار میکنین..
-..اگه اضطراری بود..
تهیونگ اومد گفت.. با خودتون چی فک کردید که درو باز کردین ..
-..اونو فراموش کن چیهوپ زنگ زد گفت بیاین شرکت ضروریه ..
تهیونگ گفت .. واستا به سه جو بگم..
-..تو ماشین منتظرم ..
تهیونگ رفت
-..امشب بی کاری..
+..گفتم که فردا شب..
-..نه برای اون ..
+..اره چرا..
&اون داشت عشق می کرد از قیافم حسودی میبارید رو به جی یون-.. پس کی فردا شب میشه خب منم می خوام دیگهههه ..
+..تو پسر خوبی باش ..
الان یک ساعت سده بود بیرون نیومدن بیرون پسرارو فرستادم بیرون درو باز کردم
تهیونگ لخت بود سه جو هم لخت بود ولی چون تهیونگ روش بود زیاد دیده نمی شد جی یون کشیدم بیرون
+..چرا میخواستی واستی هوللللل
اصن فردا شب بی فردا شب نمی خوامممم
_..نه گوه خوردم توعم داشتی تهیونگو میدیدیییی
+..چ .. چی نهه ....نه..
صدای تهیونگ اومد .. بسه تقصیر جفتتونه که درو باز کردین برین بیرون میخوایم لباس بپوشیم..
*رفتیم بیرون جونگ کوک تلفنش زنگ زد رفت حرف زد اومد
+..کی بود..
-..چیهوپ..
+..چی گفت ..
-.. گفت بریم شرکت ..
+.. مگه جمعه هم کار میکنین..
-..اگه اضطراری بود..
تهیونگ اومد گفت.. با خودتون چی فک کردید که درو باز کردین ..
-..اونو فراموش کن چیهوپ زنگ زد گفت بیاین شرکت ضروریه ..
تهیونگ گفت .. واستا به سه جو بگم..
-..تو ماشین منتظرم ..
تهیونگ رفت
-..امشب بی کاری..
+..گفتم که فردا شب..
-..نه برای اون ..
+..اره چرا..
- ۱۴۸
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط