{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و دل هر دو زآغوش کسی طرد شدیم

من و دل هر دو زآغوش کسی طرد شدیم
هردو از عشق در این مساله دلسرد شدیم

جغد شومی به سرشاخه ی احساس نشست
زیر باران بهاری من و دل زرد شدیم !!!

کوچه هر شب به خودش باز مرا می خواند
ما به عشق غزل از چشم تو شبگرد شدیم

زندگی ؛ حسرت یک عمر نداری ها بود ...
وه چه قدر زود هم آغوش غم و درد شدیم

ما به یاد تو و گیسوی رهایت در باد
دل سپردیم به هر کوچه و ولگرد شدیم

بچه بودیم در این راه من و یک دل زار
زیر باران غمش گریه کنان مرد شدیم...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

بی مقدمه پرسیدم ؛بین عاشق شدن و معشوق بودن کدام را ترجیح می ...

‍ نفس نفس شده ام، واژه واژه شعر و کلامکه قطره قطره ی جانم ،...

‍ گر با تو باشم رو ح من سامان بگیردا‌ین واژه های نیمه مرده ج...

مردی داشت گوسفندی را از کامیون پایین می آورد تا آن را برای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط